
عکسی که در ۲۹/۸/۸۴گرفته و در سطح وسیع بصورت پوستر توزیع گردید.
یادم هست که بمن زنگزدو سی دی غار پراو را خواست تا ببیند اما پیش از موعد حرکت کرد و هیچگاه بازنگشت خدا بیامرز خلیل را میگویم لهجه و گویش زیبائی داشت بمن میگفت بیات -دوربینته بشان بره و از اینا بگیر-پولاتو خرج کن و فلان چیز رو بگیر و .... و طوری ادا میکرد که به دل مینشست -قبل از اینکه بره موستاق آتا رفتم مغازش و یه بسته کوچولو تنقلات دادم تا بدونه به یادشیم و به یادمان باشه و بعد از صعود چقدر خوشحال و سوری در میدان میشان داد که کسی تا حالا نداده بود -چه آبگوشت خوشمزه ای و بعد هم که جز تیم ملی اعزامی به هیمالیا و برگشتش و همیشه یه سی دی از عکسای برنامشو میداد و میگفت -برو حالشو ببر و به این دلیله که منم هر چی عکس خوشگل و ناز میبینم با بضاعت خود در مقابل چشمان شما قرار میدم تا حالشو ببرین-بعدش که قله لنین و آرارات و آخرشم کورژنیفسکایا و الانم که در دل زمین گرم خفته است.
خلیل را هیچ زبان به گله و غیبت و گلایه ندیدم و نشنیدم و مستقل و آزاد صعود میکرد و عذابش را برای خود و افتخارش را برای همدان میخواستواو ماندگار است و خواهد ماند .قصد آنست تا به یادش فردا صعودی به قله کلاغ ترتیب دهند -از قرار شش و نیم صبح از محل گنجنامه شرع خواهد شد و ...









































