تبليغاتX
دیار الوند

نوروز بر شما خجسته باد

قله همیشه سر افراز الوند

+ نوشته شده توسط الوندی در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 10:20 |

انعكاس درخت در بركه

چون امكان داره اين روزا سرم شلوغ باشه پيشاپيش اين عكسهارو (به روزه به روزه)تقديم ميكنم

از حكايات پست قبلي هم غافل نشيد

ديد بهتر-الوندي

و اينهم طلوعي ديگر

حاج عنايت

حاج عنايت

و اينهم نوبرالوند

گل؟؟؟ز

آبشار گنجنامه-25 اسفند    اشار گنجنامه-25اسفند 

فعلا تا بعد خداحافظ همگي

(عكسها با دوربين همراه نوكيا ۲/۳ مگا پيكسل گرفته شده است)

منتظر نظرات ارزشمند و حكيمانه شما هستم يادتون نره.

+ نوشته شده توسط الوندی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 18:4 |

سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب

حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه

درود بر دوستان محترم:

با توجه به نزدیکی ایام نوروز  و کمبود خبرهای ورزشی همانند خیلی از رشته ها تصمیم دارم تا چند روزی با ادبیات و مفاهیم ادبی اعم از طنز و حکایت و ...  عکس در خدمت شما باشم اما شروعش از اینجا باشه که چرا اینهمه علیه هیئت کوهنوردی شهرمان حرف در وکردند:(برداشت آزاد)

مضمون نوشته (به نقل از استاد مطهری) :

از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :

چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند....

اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...

این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم اینقانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکناست مورد احترام است ..

تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است

اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمیکند ، بلکهسنگ است که بطرف او پرتاب میشود

و این نشانه یک جامعه مرده است

ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که :

متکلم هستند نهساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بیخبرتر .        

و نتیجه: آقای حمید اولنج الان نوبت شماست تا حرکت را شروع کنی و .....

و اما حکایت دوم برای آنانی که مشکلات را فقط برای دیگران میبینند(حتما بخوانید)

تله موش

موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سروصدا براي چيست ..

مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود .

موش لب هايش را ليسيد و با خود گفت : كاش يك غذاي حسابي باشد   ....  

اما همين كه بسته را باز كردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود .

موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه ي حيوانات بدهد . او به هركسي كه مي رسيد ، مي گفت :« توي مزرعه يك تله موش آورده اند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است .. . . »!

مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت : « آقاي موش ، برايت متأسفم . از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي ، به هر حال من كاري به تله موش ندارم ، تله موش هم ربطي به من ندارد .»

ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سرداد و گفت : «آقاي موش من فقط مي توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي ، چون خودت خوب مي داني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود .»

موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت ، به سراغ گاو رفت . اما گاو هم با شنيدن خبر ، سري تكان داد و گفت : « من كه تا حالا نديده ام يك گاوي توي تله موش بيفتد.!» او اين را گفت و زير لب خنده اي كرد ودوباره مشغول چريد شد .

سرانجام ، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد ، چه مي شود؟

در نيمه هاي همان شب ، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد .. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود ، ببيند .

او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده ، موش نبود ، بلكه يك مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود . همين كه زن به تله موش نزديك شد ، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت ، وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز ، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود ، گفت :« براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست ..»

مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد .

اما هرچه صبر كردند ، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد مي كردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد ، ميش را هم قرباني كند تا باگوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد .

روزها مي گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد . تا اين كه يك روز صبح ، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد ، از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاك سپاري او شركت كردند. بنابراين ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند .

حالا ، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بسته اي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند !

  نتيجه : اگر شنيدي مشكلي براي كسي پيش آمده است و ربطي هم به تو ندارد ، كمي بيشتر فكر كن ؛ شايد خيلي هم بي ربط نباشد ...!!!

و اما توکل:

سالهاي بسيار دور پادشاهي زندگي ميكرد كه وزيري داشت.

وزير همواره ميگفت: هر اتفاقي كه رخ ميدهد به صلاح ماست.

 

روزي پادشاه براي پوست كندن ميوه كارد تيزي طلب كرد اما در حين بريدن ميوه انگشتش را بريد،وزير كه در آنجا بود گفت: نگران نباشيد تمام چيزهايي كه رخ ميدهد در جهت خير و صلاح شماست !

پادشاه از اين سخن وزير برآشفت و از رفتار او در برابر اين اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زنداني كردن وزير را داد...

چند روز بعد پادشاه با ملازمانش براي شكار به نزديكي جنگلي رفتند. پادشاه در حالي كه مشغول اسب سواري بود راه را گم كرد و وارد جنگل انبوهي شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالي كه پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سكونت قبيلهاي رسيدكه مردم آن در حال تدارك مراسم قرباني براي خدايانشان بودند،
زماني كه مردم پادشاه خوش سيما را ديدند خوشحال شدند زيرا تصور كردند وي بهترين قرباني براي تقديم به خداي آنهاست!!!

آنها پادشاه را در برابر تنديس الهه خود بستند تا وي را بكشند،
اما ناگهان يكي از مردان قبيله فرياد كشيد : چگونه ميتوانيد اين مرد را براي قرباني كردن انتخاب كنيد در حالي كه وي بدني ناقص دارد، به انگشت او نگاه كنيد !!!
به همين دليل وي را قرباني نكردند و آزاد شد.
پادشاه كه به قصر رسيد وزير را فراخواند و گفت:اكنون فهميدم منظور تو از اينكه ميگفتي هر چه رخ ميدهد به صلاح شماست چه  بوده زيرا بريده شدن انگشتم موجب شد زندگيام نجات يابد اما در مورد تو چي؟ تو به زندان افتادي اين امر چه خير و صلاحي براي تو داشت؟!!
وزير پاسخ داد: پادشاه عزيز مگر نميبينيد،اگر من به زندان نميافتادم مانند هميشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زماني كه شما را قرباني نكردند مردم قبيله مرا براي قرباني كردن انتخاب ميكردند،
بنابراين ميبينيد كه حبس شدن نيز براي من مفيد بود!!!


ايمان قوي داشته باشيد و بدانيد هر چه رخ ميدهد خواست خداوند است   

 

 

+ نوشته شده توسط الوندی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 16:59 |
 

ریاست جدید هیئت کوهنوردی استان همدان

امروز بیست و یکم اسفند ۸۷ بعداز  کلی انتظار و دست دست کردن و تاریخ عوض کردن بالاخره انتخاب رئیس هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان همدان با حضور مهندس شعاعی ریاست محترم فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی برگزار شد که طی آن آقای حمید اولنج از چهره های بارز استان و کشور که در پرونده خود صعود اورست و سایر قلل هیمالیا را دارد با رای اکثریت ۱۱ رای از مجموع ۱۸ رای سکان کشتی را در دست گرفت تا انشا... با انتخاب تیمی کارا و شایسته نقش ارزنده ای را در استان و کشور ایفا نماید همچنین از زحمات حاج آقا رئوفی بعد از حدود ۲۸ سال تلاش در عرصه مدیریت قدردانی گردیده و ایشان بعنوان مشاور مدیر کل تربیت بدنی در امور ورزشهای کوهستانی انتصاب گردیدند و در کنار این احتمال بازدید آقای شعاعی از پرونده عملکرد دولت در ۴ ساله اخیر در زمینه کوهنوردی استان... در سال آینده نیز برنامه ریزی گردید .نکته حائز اهمیت در این خصوص حضور آقای جواد گیاهشناس در این برنامه علی الرغم خداحافظی سفت و سخت ایشان بود که بنا به مصلحت مجددا کاندید شدند که در مجموع ۷ رای از ۱۸ رای کسب گردید و آقای ایرج جباری نیز انصراف دادند.

مدیریت وبلاگ دیار الوند ضمن خسته نباشید به آقای رئوفی و تیم کاری ایشان طی سالهای گذشته برای آقای اولنج موفقیت و سرافرازی را آرزومند است.

(کلیه اخبار فوق بر اساس اخبار رسیده از منبع موثق بوده و هرگونه خطای احتمالی قابل اصلاح میباشد) 

+ نوشته شده توسط الوندی در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 و ساعت 12:42 |

جناب آقاي گياه شناس

دبير محترم و مستعفي هيئت كوهنوردي و صعودهاي ورزشي استان همدان

با سلام و در كمال خضوع و خشوع و احترام به شما و ساير دوستان و پيشكسوتان

اجازه ميخواهم تا مطالبي چند در خصوص خداحافظي شما و ساير دوستان شما از هيئت و مطلب مندرج در وبلاگ جنابعالي به عرض برسانم پيشاپيش يلد آور مي باشم   كه بند نه علم قضاوت خوانده ام و نه مستنداتي دارم تا شما را دزد يا ... معرفي نمايم بنابراين مطابق قانون اساسي و وجدان خود و بنا به اصل برائت شما را مبرا دانسته ، مگر خلاف آن اثبات گردد و بعنوان نامه اي براي يك دوست مينويسم و نه خدائي ناكرده قصد  تخريب دارم و نه   تخطئه يا حتي تاييد.

دوست محترم:

درد دل شما را چندين و چند بار و بند به بند خواندم متاسفانه مطالبي در آن درج شده بود كه با سواد ناقص من قابل فهم نبود.شما و دوستانتان  ظاهرا ، قصد رفتن داريدو قضاوت را به ديگران مي سپريد خدمت شما عرض ميكنم كه بعد از شما خواه نا خواه كسان ديگري سكان اين كشتي به گل نشسته(از ديد منتقدين) را در دست خواهند گرفت و رفتار آنان از 3 حالت خارج نيست اول اينكه يا آنان بهتر از   شمايند ، يا مثل شمايند و يا بدتر از  شمايند(از ديد منتقدين) خب اگر بهتر از شما بودند و اين كشتي را به سر منزل خود رسانيدند چه بهترو حاتل برنده برنده خواهد بود و چون هدف غايي شما هم همين بوده پس به شما كمك شده و شما هم به هدف خود كه همانا تعالي ورزش كوهنوردي استان در كشور  است نزديك شده ايد و ميتوانيد مدعي گرديد قدمهاي اوليه را شما بر داشته ايد - دوم يا مثل شمايند كه در اين صورت حالت بازنده برنده اي در كار نيست و منتقدان آنگاه تيغ تيز پيكان را به سمت آنان خواهند گرفت و شما تبرئه ميشويد و در حالت سوم بدتر از شمايند  كه در اين صورت امتياز شما بالا خواهد رفت و آنگاه حالت بازنده بازنده ميباشد  و ممكن است عين زميني كه يك سال آيش شده با بازگشت خود محصول بهتري را تحويل جامعه ورزشي  دهيد(گر چه براي برخورداري از رانتها و ارتباطات جهت حركت و راهبري و رهبري  كشتي بايستي با فانوس دريايي و مركز رادار و  حتي دزدان دريايي ارتباط نزديكي برقرار كرد و 4 سال زمان كمي براي قضاوت و ايجاد ارتباط نسبت به بيست و اندي  سال ميباشد) بنابراين اميدوارم حالت اول حادث شود و در بدترين شرايط شق دوم...

.

.

. روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الوندی در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 و ساعت 10:17 |

به استحضار دوستان محترم و خوانندگان عزیز میرساند متن استعفای ذیل به درخواست شخص آقای علی اصغر بیاتی  دبیر محترم هیئت و جهت اطلاع کوهنوردان عزیز و گرامی در وب قرار میگیرد امیدوارم در آینده ای نزدیک در خصوص عدم موفقیت هیئت یا دلایل مستعفیان طی سالهای اخیر بحث و گفتگو بعمل اید. ضمنا بر اساس اطلاعات واصله  انتخاب رییس جدید  هیئت کوهنوردی همدان  روز ۲۱ اسفند ماه ۱۳۸۷ در محل سالن اجتماعات اداره کل تربیت بدنی استان همدان برگزار می گردد .

(مدیریت وبلاگ میشان)

و اما متن استعفا:

جناب آقای رئوفی

ریاست محترم هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان

با سلام

احتراما بدینوسیله اینجانب علی اصغر بیاتی استعفای خودرادرتاریخ ۱۷/۱۲/۸۷ به استحضار جنابعالی میرساند.

 

علی اصغر بیاتی

دبیر هیئت کوهنوردی و صعودهای

 ورزشی استان همدان

+ نوشته شده توسط الوندی در شنبه هفدهم اسفند 1387 و ساعت 13:46 |

                                        سرپرست و هدايت گروه 

 هدف از ارائه هدايت گروه دانستن وظايف يك سرپرست قبل از اجراي برنامه ، در حين اجراي برنامه و بعد از اجراي برنامه مي باشد. اين مسؤوليت در تيم و برنامه ها از اهميت ويژه اي برخوردار است. زيرا در واقع جان افراد هم در دست اوست به اين دليل كه تصميم گيرنده نهايي سرپرست تيم است و اوست كه برنامه را هدايت مي كند و همه افراد تيم ازتبعيت مي كنند
و همينطور نحوه اجراي برنامه چه از لحاظ كيفيت و كميت تا حدود زيادي به سرپرست بستگي دارد. و نتيجه گرفتن از برنامه نفرات تيم و خود سرپرست بدليل صرف هزينه و زمان مهم مي باشد. 
  نقطه اول
 
از لحظه اي كه برنامه به ذهن يك فرد مي رسد و با اجراي برنامه به عهده يك شخص گذاشته مي شود، مسؤوليت سرپرستي او نيز آغاز مي شود و شروع به برنامه ريزي و طراحي برنامه مي كند.
وظايف سرپرست به سه قسمت تقسيم مي شود :
- وظايف قبل از اجراي برنامه
- وظايف در حين اجراي برنامه
- وظايف بعد از اجراي برنامه
وظايف سرپرست قبل از اجراي برنامه ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الوندی در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 و ساعت 11:40 |

كيوارستان۱

۲

۳

خورزنه۴

۵

 

+ نوشته شده توسط الوندی در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 و ساعت 8:45 |

روز گذشته (۱۱اسفند) مسابقات سنگنوردی جام فجر به میزبانی همدان در رشته سختی مسیر و در بخش آقایان انجام پذیرفت که به نفرات اول تا سوم جوایزی اهدا گردید ادامه مسابقات در روز دوشنبه در رشته بلدرینگ انجام میپذیرد -لازم به ذکر است در مراسمی که به پاس خدمات ارزنده آقای حمید آسیابان به جامعه کوهنوردی استان همدان و کشور   در سالن سنگنوردی سینا برگزار شد از ایشان با اهداء لوح قدردانی بعمل امد .

در این مراسم -آقایان افتخاری -مدیر کل تربیت بدنی استان همدان-اقبال افلاکی دبیر محترم فدراسیون کوهنوردی ج.ا  و همکارانشان ُ تنی چند از پیشکسوتان و هیمالیا نوردان استان حضور داشتند. در پایان از کلیه تیمهای شرکت کننده با اهداء هدایای تجلیل گردید.

+ نوشته شده توسط الوندی در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 9:30 |
مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوائیش کم شده است.. به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولى نمیدانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. بدین خاطر، نزد دکتر خانوادگىشان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت. دکتر گفت براى این که بتوانى دقیقتر به من بگویى که میزان ناشنوایى همسرت چقدر است آزمایش سادهاى وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: «ابتدا در فاصله 4 مترى او بایست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنید همین کار را در فاصله 3 مترى تکرار کن. بعد در 2 مترى و به همین ترتیب تا بالاخره جواب دهد.» آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق تلویزیون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداى معمولى از همسرش پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ جوابى نشنید. بعد بلند شد و یک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم پاسخى نیامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقریباً 2 متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم جوابى نشنید. باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسید. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نیامد. این بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزیزم شام چى داریم؟ زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمین بار میگم: خوراک مرغ! 

==================================================

نتیجه اینکههمواره سطح نگرش خود را معیار اصلی برای گزینش و امتیاز دهی قرار ندهیم چه بسا بازنگری لازم است  و شاید خوراک مرغ خیلیها را به طمع بندازد تا خود را به کری بزنندولی خوراک مرغ را داشته باشند.(برداشت آزاد)

 

+ نوشته شده توسط الوندی در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 9:19 |

در ميان وسايل طبيعت‌گردي و کوهنوردي پس از کفش مهم‌ترين وسيله، کوله‌پشتي است؛ زيرا  تمام وسايل مورد نياز کوهنورد براي صعود و فرود و شب‌خوابي در درون آن قرار مي‌گيرد. کوله‌ها از گذشته تاکنون دستخوش تغييرات فراواني شده‌اند؛ به طوري ‌که امروزه اگر براي اولين‌بار براي خريد کوله به يک فروشگاه وسايل کوه برويد شايد از ديدن سايزها، رنگ‌ها و اشکال مختلف آنها متعجب شويد! بنابراين لازم است با مشورت يک فرد خبره و با توجه به نيازتان کوله‌اي مناسب تهيه كنيد تا هميشه و در همه حال بهترين كارآيي را براي شما داشته باشد، زيرا اگر شکل و اندازه کوله مناسب بدن شما نباشد، ممکن است بر اثر فشارهاي وارده بر شانه و ستون مهره‌ها اين عضوها آسيب ببينند.

 درخصوص کوله پشتي بايد به دو نکته زير توجه داشت:

1- انتخاب و خريد کوله: فصل اجراي برنامه، چند روزه بودن برنامه، جنسيت کوهنورد (مرد يا زن )، حجم کوله (ليتر و يا اينچ مکعب)، وزن باري که در کوله قرار مي‌گيرد، نوع فعاليت يا برنامه (کوهنوردي، سنگنوردي،...)

 2- تنظيم صحيح کوله پشتي روي بدن.

1- انتخاب و خريد کوله:

تهيه كوله متناسب با جنسيت افراد: امروزه به غیر از کوله های معمول،کوله‌هاي ويژه‌اي نیز براي نوجوانان و بانوان ساخته مي‌شود که متناسب با فیزیک بدنی آنهاست .کوله‌هاي مناسب براي خانم‌ها وآقايان به تناسب اختلاف‌هاي فيزيکي آنها با يکديگر متفاوت است.کوله خانم‌ها عموماً با عباراتي چون   sl ، lady ، women  مشخص شده‌اند.

 

منبع:گروه کوهنوردی دانشگاه تهرانhttp://www.alpinists.blogfa.com/
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الوندی در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 14:14 |

خورزنه

 

خورزنه يكي از كوههاي همدان است كه ارتفاع آنچناني نداشته و به لحاظ وجود صخره ها و ديواره هاي سنگنوردي، جذاب و به لحاظ چشم انداز زيباي آن مورد پسند خيلي از علاقمندان سنگ و طيبعت است در واقع يكي از زيباترين مدارس سنگنوردي همدان است كه بزرگان زيادي از انجا به كوهنوردي استان و كشور معرفي شده اند و يادگارهايشان همچنان بر ديواره ها و غارهاي آن نمود داردوعلاوه بر ديواره چند غار كم عمق و زيبا نيز در آن مشاهده ميگرددو آثاري از كند و كاو و تراشهاي روي ديواره ها نشان از گذشته اي پر رمز و راز ميدهدو گويند در آن غاريست كه انتهايش تا دل شهر امده اما به لحاظي دهانه اش مسدود است كه اين موضوع يكي از ابهامات ميباشد كه در هاله اي از ابهام است

خورزنه-اسفند87

و اینهم درختزارهای زیبای پائین خورزنه که ندرتا و در اواخر زمستان و اوائل بهار دررود آن آب جاری بوده و بهار دل انگیزی در انتظار دیدگان لطیف شما میباشد.

+ نوشته شده توسط الوندی در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 12:41 |

پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره.

مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد.

پسرك پرسيد: خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به من بسپاريد؟

زن پاسخ داد: كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد !

پسرك گفت: خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي دهد انجام خواهم داد!

زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.

پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت.

مجددا زن پاسخش منفي بود.

پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت.

مغازه دار كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.

پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم. من همان كسي هستم كه براي اين خانم كار مي كند   

آيا ما هم ميتوانيم چنين خود ارزيابي از كار خود داشته باشيم؟

+ نوشته شده توسط الوندی در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 12:28 |

سلام دوستان خوبم

مردی در کنار جاده، دکه­ای درست کرد و در آن ساندویچ می­فروخت. چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت. چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی­خواند. او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ­های  خود را شرح داده بود. خودش هم کنار دکه­اش می­ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می­کرد و مردم هم می­خریدند.

کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد. وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد به کمک او پرداخت. سپس کم­کم وضع عوض شد. پسرش گفت: پدر جان، مگر  به اخبار رادیو گوش نداده­ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود می­آید. باید خودت را برای این کسادی آماده کنی. پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می­دهد و روزنامه هم می­خواند پس حتماً آنچه می­گوید صحیح است. بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی­ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی­کرد. فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت. او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست. کسادی عمومی شروع شده است.

 

افغانی­ها ضرب­المثلی دارند بدین مضمون که اگر کسی به تو گفت اسب به او اعتمادنکن اما اگر دو نفر پیدا شندن و به تو گفتند کمی درباره خودت فکر کن. اما اگر سه نفر پیدا شندن و به تو گفتند که اسبی حتماً یک زین برای خودت سفارش بده. این ضرب­المثل به خوبی اثر القاعات منفی دیگران را بر ما نشان می­دهد.

آنتونی رابینز یک حرف بسیار خوب در این باره زده که جالبه بدونید: اندیشه­های خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشه­های شما را شکل می­دهند. خواسته­های خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامه­ریزی می­کنند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الوندی در شنبه دهم اسفند 1387 و ساعت 11:21 |
پیکر کوه نورد بروجردي پس از گذشت 48 ساعت از زمان سقوط در ارتفاعات قله علم کوه ، پيدا شد . 
فرضی مسئول قرارگاه كوه نوردي رودبارک در كلاردشت گفت : پیکر «مهران برنجي» با تلاش شبانه روزي 30 كوه نورد ، در لب پرتگاه منطقه كنگلك پيدا و تحويل خانواده وي شد .

و حالا تصاویر مربوطه رو اینجا ببینید.


حالا تصاویر مربوطه رو اینجا ببینید.

+ نوشته شده توسط الوندی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 12:6 |