تبليغاتX
دیار الوند

خبر اينگونه بود:

وزير امور خارجه ... اعلام كرد ما انتخابات رياست جمهوري ... را قبول.... اما ... را بعنوان يك واقعيت ميپذيريم.

خبر خيلي كوتاه بود اما پر معنا،همين خبر كوتاه و لفظ واقعيت مرا بر آن داشت تا آنرا دستمايه فكر خود قرار داده آنچه به ذهنم آمد را  بين سطور زير بياورم.

 تا حال بارها و بارها از دزديدن كار توسط فردي كه كار را به او سپرده تا به بهترين شكل و در زمان كوتاه آنرا انجام دهد گله مند بوده ايم (كم كاري)و بارها اين واقعيت تلخ را ديده ايم و پذيرفته ايم .

 يا اين جمله رئيس سازمان محيط در 3امين كنفرانس جنگلداري بشنويدكه سازمان جنگلداري را سازمان جنگلداري كه سازمان جنگل بري ناميد و وزير اسبق راه و ترابري را به توبه در حرم امام رضا توصيه كرد و اين مطالب طنز هم باشند نشانگر يك واقعيت تلخ است .

 تا حال بارها چرخش زنجيرهاي بولدوزر را در همين بغل گوشمان در ميدان ميشان به بهانه جلب توريست و گردشگري توسط شركت .... ديده ايم (تخريبهاي صورت پذيرفته و از بين رفتن چشمه ها –چمنزارهاي طبيعي –و آلودگي هاي روخانه و ... )و ساختمانهاي ناموزون و اسكلتهاي رعب آورش را بعنوان واقعيت پذيرفته ايم.(اضافه كنيد پايه هاي پروژه قبلي كه زخمش در طيبعت مانده است )

 تا حال بارها شاهد زحمات رفتگرهاي محترم شهرداري كه آنان را سوپور مينامند بوده ايم و به قول مرحوم اسماعيل زاده (در مطلبي در فصلنامه كوه) جامعه چه احترامي براي چنين فردي نسبت به يك پزشك كه با پول بيت المال مدرك گرفته قائل است را بعنوان يك واقعيت پذيرفته ايم.

 سالانه حدود 30000جنازه و تلفات ناشي از تصادفات جاده اي و داغدار شدن ميليونها خانواده و فاميل را بعنوان واقعيت پذيرفته ايم (اگر هر نفر را 1.5 متر قد در نظر بگيريم با 45 كيلومتر!!! جنازه را در كنار هم بخوابانيم تا تلخي آن حس شود)

 و باز تورم 30-20درصدي را چه كاذب چه واقعي لمس كرده ايم گر چه آنرا بعضا كاذب-رواني و ... مينامند اما پولي كه ما بابت حتي كاذبش مي پردازيم واقعي است و عمري كه براي بدست آوردن و كسب درآمد سر ميكنيم هم واقعي است و اينهم يك واقعيت تلخ است.

 اينكه دربرخي  ادارات پارتي بازيست و بعضا رانت خواري و اينكه مدير اگه از شما خوشش بياد بهت خوب حال ميده و بهت پست خوبي ميده –يا از افراد چاپلوس بعضا خوششون مياد و يك لايه پوست پيازي براي حراست خودشون ايجاد ميكنند و سالها مديريت ميكنند و هيچكس اونارو بازخواست نميكنه تا جوابگوي عملكردشون باشه يك واقعيت تلخ است .

 اينكه حق كشي در برخي ادارات وجود داره –بعضا جاي شاكي و متشاكي عوض ميشه و مارو ياد دزدي ميندازه كه از پنجره ديواري بالا ميرفت و چون پنجره از چارچوب در رفت و دزد بدبخت دست و پا شكسته به نزد قاضي رفت ... صاحبخانه مقصر شد ...بعد بنا...نجار... و هيچكس نگفت اين آقا دزد اونجا چكارميكرده و ... قس علي هذا و اين هم واقعيتي است تلخ.

 اينكه شما در مقابل منتقديني قرار ميگيري كه فقط سياه و سفيد مي بينند و قانون 0 يا 100 (همه يا هيچ) را ميبينند نيز واقعتيست تلخ.

و مثالی ملموس:

اینکه سر صف نان یا شیر  ایستادی و به خیالت ۴ نفر دیگه نوبت شماست و یهو یه خانمی میاد خودشو جا میده و میگه اینجا جا گرفتم و هی صف میزاد و تا بجنبی میبینی ۱۰ نفر دیگه نوبت شماست و یا یه نون بی کیفیت بهت میده و میگه اینی که هست ببین برات... اینهم یک واقعیته تلخ.

اینکه وقتی راننده تاکسی ۲ نفر سوار میکنه جلو -در مقابل اعتراض شما با کمال ادب و نزاکت !شما را تهدید به پیاده کردن میکنه و ....

اینکه وقتی بعد از ۲۰ دقیقه نشستن داخل اتوبوس شرکت واحد! وقتی بوق میزنی یا به راننده محترم پیشنهاد حرکت میدی ....و اینهم واقعیت تلخ.

.

.

.

.از اين واقعيتها زياد است –در قرون گذشته زماني كه بحثهاي فلسفي بسيار مورد بحث بود عده اي پيدا شدند بعنوان سپتي سيستها (septi sist)  اينان صاحب تفكري بودند كه اعتقاد داشتند چيزي به نام واقعيت وجود خارجي ندارد-و در جواب غافل بودند از اينكه حتي با پذيرش اين ايده كه واقعيت وجود ندارد خود ميتواند يك واقعيت است.

و باز از قديم گفته اند كه حقيقت در كنار واقعيت مي آيد و بقول قديميها حقيقت هم تلخ است اما بايد پذيرفت.

 اين مقدمه كوتاه را بيان كردم تا ه اين نكته برسم كه دوستان عزيز-همنوردان محترم :

عمده مشكلات ما از عدم پذيرش واقعيت است –خانواده اي كه صاحب فرزند ناقص الخلقه يا معلولي  ميگردد چه ميكند (راه اول:اورا بی تغذیه رها میکند تا بمیرد)–راه دوم :  به شرط حیات بايد از روزهاي اول-ماههاي اول  و سالهاي اول و بعد سالهای بعد و بعدتر بر سر خود بكوبد و غصه بخورد و خوشي هاي خودرا تلخ كند يا نه بايد آنرا بعنوان يك حقيقت و واقعيت تلخ بپذيرد و در كنارش كنار بيايند و الان اينگونه است اشكال ما شايد عدم پذيرش بعضي واقعيتها باشد كه بايستي با تمرين و ممارست ذهن خود را آماده كنيم تا برخي واقعيتهاي زمانه خود را بپذيريم و بعنوان قاعده بازي بپذيريم كه امروز و امروزها –روز روز ما نيست .

...ادامه دارد

 

 

+ نوشته شده توسط الوندی در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 9:1 |

ياد قديما بخير

ياد قديما بخير -وقتي صبح ميشد خانمهاي خونه كه حسابي كد بانو بودند و بر خلاف خانمهاي بزك و دوزك كرده امروز كه يه روز دماغشونو عمل ميكنند و يه روز ابرو هاشونو ليزر .... به قولي هر چي در ميارن خرج بهسازي خودشون ميكنند(البته عده اي خاص )با يك چارقد گل گلي و بعد از فرستادن گوسفندا به چوپان ده - با يه جاروي سنتي با يه آفتابه پر وارد كوچه هاي خاكي ميشدند و شروع ميكردند به آب و جارو و چقدر روح نواز بود اون بوي خاك و كاه گل-مرد خونه هم كه از صبح زده بود بيرون -البته اگه نوبت آبش بود كه اصلا شب خونه نبودو بچه ها هم بعد از صرف صبحانه كه شامل شيره و پنير و كره و نون و روغن حيواني محلي بود با كمي تاخير راشونو به سمت صحرا ميگرفتند و بچه هاي كوچول موچول هم تو خاكروبه هاي كنار خونه يا با خاك زغال و ر ميرفتند يا با چرپ چرپ آب مشغول بودند-بعدش زناي خونه كه صبح شير گاو گوسفندرو دوشيده بودند شروع ميكردند به ماست زدند يا دوغ و كره و ...غروب هم كه ميشد صداي بع بع گوسفند نويد گذراندن يك روز خوب رو ميداد -بوي پشگل گوسفندا و گرد و خاك بلند شده اونها هم زيبا بود -هر گوسفندي جا و جايگاه خودشو ميشناخت و ميرفت اونجائي كه بايد بره-و شب ميشد و شب نشيني-اون موقع روستاها تلفن نداشتند-روستائيان زحمتكش هم موبايل نداشتند و جمله- مشترك مورد نظر در دسترس نميباشد- براي شهريها هم نا شناخته بود -البته اوايل جمله فرنگي  -نو رسپاند تو پي ژينگ- بوداما حالا تركيب جمعيتي روستاها-فرهنگ روستا نشيني-فرهنگ ميزباني و ميهماني و مراسم هاشون و مصرفيشون تغيير كرده و همه تيلفون دارند و متوليان چقدر پزشو ميدند -ديگه پيرزن دور تنور نميشينه و خمير ورزنميده-تو روستاشون نانوائي دارند و با جوش شيرين نونا ديگه بو ندارند شب نشينيها كم شده و با موبايل گپ از راه دور ميزنند -رودخانه ها كمتر آب دارند و جوانا با ماهواره(بندرت)حال ميكنند مهريه ها سكه شده و لباسه جين و از چين- ام پي تري و هنس فري تو گوشاست و صداي بع بع گوسفندا كم و  گم-

اون موقع اف اف نبود چه صوتي چه تصويري -هركي ميرفت دم در بايد از تق الباب ها مخصوص جنسيت خودش استفاده ميكرد -شرم و حيا زياد بود و به راحتي دروغ نميگفتند(چيزي كه اينروزا مثل نقل و نبات) سبيل گرو ميذاشتند از چك و سفته خبري نبود سياسي هم نبودند  همسايه رو ديوار همسايه داخل جام گلي آش ميگذاشت و دو عدد تخم مرغ رسمي يا نيم شاخه نبات كه در ظرف برگشتي مي ديد  جبران محبت ميشد و .... -برگرديم به تق الباب-اين وسيله كه با هنر تمام و به نحو زيبا بر روي دربهاي چوبي با جنس عالي و بعضا چوب روسي نصب ميشد هم حكايتي داردكه شرح مفصلش بماند -همه اينارو گفتم تا بدانيم اين در چه فضايي قرار داريم و چقدر اين يادگارهاي كهن ارزشمندند و بايد آنها را قدر بدانيم ودر عباس آباد همدان يكي از اين نمادهاي شيرين وجود دارد كه ديدنش براي من هميشه تداعي كننده ؟آنچيزي است كه در فوق آمد حال ببينيم اين نماد چه بوده و چه هست

قبل از عمل جراحي

بعد از عمل جراحي

تق الباب يا ... مخصوص خانمها (با صداي ظريف خور نشانگي مراجعه كننده خانم بود و كسي كه درو باز ميكرد نيز خانم بود -البته حقه بازي در كار نبود مثلا مرد اينو بزنه و ...)

تق الباب مخصوص آقايان كه با تن خاصي نواخته ميشد و آقايان براي باز كردن در ميامدند نه مثل امروزيها كه ار سر كوچه با موبايل تماس ميگيرند ميگن درو وا كن اومدم

اين تصاوير نشان دهنده زحمت و عرقي است كه سارقين محترم كشيده اند و  ريخته اند.

و در پايان :اصلا بمن چه

 

+ نوشته شده توسط الوندی در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 و ساعت 9:47 |

اردوی پنجم هیمالیانوردی استان همدان در دو گروه خانمها و آقایان برگزار شد که در این برنامه نفرات شرکت کننده (منتخبین)در روز جمعه ۱ خرداد ۸۸ از محل گنجنامه به سمت دره کیوار و سپس کلاغ لانه حرکت نمودند و پس از صرف صبحانه به سمت دائم برف و سپس به قله قزل ارسلان  ادامه و با صعود به قله و بازگشت ار روستای برفین پایان یافت.

تصاویر مربوطه با تلاش آقای سید محمد حسینی و یکی از دوستان تهیه گردیده است-با سپاس. 

 

+ نوشته شده توسط الوندی در دوشنبه چهارم خرداد 1388 و ساعت 9:42 |

ليست افراد منتخب اردوي هيماليانوردي استان همدان(28/2/88)

رديف

نام و نام خانوادگي(آقايان)

جمع امتياز كسب شده از 24

رتبه

1

كاظم زند

24

1

2

احسان جباري

22

2

3

نيما اسكندري

20

3

4

امين معين

19

4

5

امير حسين قويمي

19

4

6

بابك كرم بيگي

19

4

7

مهدي والا مقام

18

5

8

حسن احمدي مسعود

18

5

9

مهدي گلخندبان

17

6

10

هومن فرزانه كاري

17

6

11

حميد هدايت

17

6

12

اميد نيك مرام

16

7

13

سعيد كارگر

16

7

14

وحيد محمودي

16

7

15

مهدي اصلاني

15

8

16

محسن عليزاده

15

8

17

احمد مرتضائي

15

8

18

قاسم شعباني

15

8

19

حميد نظري

15

8

20

محراب ثابت مقدم

15

8

21

سعيد عليخاني

14

9

22

سيد محمد مهدي حسيني

14

9

23

مجتبي هجراني

13

10

24

عليرضا سعادت راد

13

10

25

سوران عبداللهي

13

10

26

جليل فراهاني

13

10

27

ياسر زارعي

12

11

28

عليرضا مينائي منعم

12

11

29

صادق اميدي مهر

11

12

30

عباس دانشگر مقدم

10

13

برنامه اردي بعدي بزودي اعلام ميشود

منبع:هيئت كوهنوردي استان همدان

+ نوشته شده توسط الوندی در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 10:38 |

بر اساس اعلام سازمان هواشناسي هواي استان همدان در پايان هفته ۱۰ و ۱۱ /۲ /۸۸ ابري همراه با بارندگي است كه در ارتفاعات بصورت باد و بوران ميباشد و حتي احتمال سيلابي شدن و اعلام هشدار نيز گرديده است فلذا كليه دوستان كه قصد صعود به ارتفاعات الوند را دارند مطلع باشند كه شرايط و امكانات زمستاني را مد نظر قرار دهند وديگر اينكه تا لحظه تنظيم خبر ارتفاعات همدان پوشيده از ابر و همراه با بارندگي ميباشد.

+ نوشته شده توسط الوندی در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 10:32 |

تكميل  خبر

اینطور که از ظواهر امر پیداست اردوی دوم قراره در قالب ۲ گروه برگزار بشه بدینصورت که یک گروه از آقایان در قالب برنامه ۲ روزه در صعود به قله شاهو واقع در استان کردستان شرکت کنند(بدون چادر )در روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۰ و ۱۱ اردیبهشت(ساعت حضور پنجشنبه 10 ارديبهشت 8 صبح جلو در اصلي سپاه - ميدان باباطاهر-بلوار ستار ابراهيمي) و گروه 2 اردوی دوم خانمها همانند هفته قبل روز جمعه ساعت ۳۰/۶ در گنجنامه حضور داشته باشند(بهمراه امکانات برنامه یکروزه)با این توضیح که الوند نفهمه تا مثل هفته قبل ادای ۷۰۰۰ متری در نیاره.

از طرف دیگه از کسانی که مدارک ناقص دادند خواسته شده نسبت به تکمیل آن اقدام کنند در غیر اینصورت انصرافی به حساب میان.

ضمنا لازم به ذكراست كه كوهپيمائي بانوان نيز كه با ثبت نام از خانمها صورت گرفته همزمان با اردوي بانوان تشكيل و تا قله الوند صعود خواهند كرد و آنگاه كوهپيمائي عمومي تمام و بردوي بانوان ادامه خواهد داشت.

جهت كسب اطلاعات دقيقتر با شماره 8255656 دفتر هيئت تماس حاصل نمائيد.

+ نوشته شده توسط الوندی در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 9:41 |
سد اكباتان-فروردين 1387

سد اكباتان -بهار ۸۷

سد اكباتان -فروردين۸۸

انتهاي سد كه به لطف الهي حسابي توسط  رودخانه تغذيه ميشه

+ نوشته شده توسط الوندی در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:33 |

معرفي اعضاء جديد هيات كوهنوردي استان همدان

آقاي حميد رضا  اولنج رئيس هيات كوهنوردي و صعودهاي ورزشي  استان همدان طي نامه اي به اداره كل تربيت بدني استان همدان   اعضاء جديد هيات كوهنوردي و صعودهاي ورزشي  را به شرح جدول ذيل اعلام نمودند. لازم به ذكر است آقاي علي اصغر بياتي نيز بعنوان سرپرست كميته شهرستانها معرفي گرديدند.

 

رديف

نام و نام خانوادگي

مسئوليت/كميته

آدرس الكترونيكي-وبلاگ

1

خانم طاهره ايزدي

نائب رئس

 

2

آقايان اكبر چلوئيان

دبير هيات

 

3

"     مجتبي سپهري

خزانه دار

 

4

"      محمود ستاري

انباردار

 

5

"       ايرج جباري

مسئول كميته كوهپيمائي و كوهنوردي

 

6

"       جلال چشمه قصاباني

"    " صعودهاي ورزشي

 

7

"       نعمت ا... اخضري

"    " پيشكسوتان

 

8

"        دكتر محمد مالمير

"    "  ورزشهاي هوايي

 

9

"        محمود چوبريزان

"    "      پناهگاهها

 

10

"        علي بيات

"     "  روابط عمومي

MISHAN.BLOGFA.COM

11

"       محمد رضا اعتصام

"    " پزشكي –امداد و نجات كوهستان

 

12

"      علي اصغر بادامي

" " استعداد يابي و دوچرخه سواري

 

 

روابط عمومي هيات براي كليه عزيزان  كه با شوق و ذوق عموم كوهنوردان بر اين مسئوليت و اجراي هر چه بهتر آن گاه نهادند آرزوي موفقيت دارد ، بي شك موفقيت گروهها و رشته هاي مختلف ميتواند پايه گذار اجراي هر چه بهتر برنامه هاي هيات گردد .اميدوارم با نظرات خود در قالب پيشنهاد، انتقاد ما ياري نموده و مارا از رهنمودهاي خود بي بهره نگذاريد.

چنانچه خواهان ارسال پيام خصوصي ميباشيد ميتوانيد به آدرس الكترونيكي زير(روابط عمومي هيات) ايميل نمائيد.

MISHAN565@YAHOO.COM

 

ضمنا آخرين اخبار و اطلاعات هيئت را ميتوانيد در وبلاگ  هيئت كوهنوردي استان به آدرس ذيل  مشاهده نمائيد.

هيئت كوهنوردي استان همدان  

+ نوشته شده توسط الوندی در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 13:28 |
یه روز غروب که در تلاطم زندگی گرفتار بودم سری به دوستم روژان زدم تا سری به  ایمیلهام بزنم یکی از اونا بد جوری  تاثیر گذار بود -بدون هیچ توضیحی ببینید.

با سپاس از گروه ترانه ها


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الوندی در یکشنبه بیستم بهمن 1387 و ساعت 21:5 |

آبان 87-تله كابين گنجنامه

این هفته همزمان با حضور مردم همدان و دکتر مرادی استاندار محبوب شهر همدان تله کابین گنجنامه افتتاح خواهد شد . خبر افتتاح تله کابین گنجنامه که یکی از زیر ساخت های موثر گردشگری و طبیعت گردی در همدان می باشد را دکتر مرادی در تشریح برنامه های مربوط به دهه  فجر عنوان نمود . مرادي تصريح كرد: احتمالا جمعه آينده كه مردم هم در كوه هستند تله‌كابين گنجنامه را افتتاح خواهيم كرد كه يك جهش براي استان است. افتتاح پيست اسكي و كلنگ‌زني سيژ آن از جمله برنامه‌هاي ما براي دهه فجر است.(الوند پرس)

 

و چقدر همخوانی دار این پیکره آهن با طبیعت بکر منطقه)

به ميمنت ۳۰ امين سالگرد پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي قرار است اينبار افتتاحيه تله كابين گنجنامه را بر اساس اخبار فوق داشته باشيم كه اميد است چنين امري در حالي صورت گيرد كه همه امكانان جانبي در كنارش تكميل شده باشد تا مشتريان محترم با تسهيلات لازم پا به ميدان گذاشته و نه صرفا يك بالابر -بهر حال علي الرغم (علي رغم) تمام مخافتها و موافقتها اتفاق ميمون يا نا ميموني كه بايست مي افتاد افتاد و اگر قرار بر سازندگي بوده انجام شده و اگر قرار بر تخريب طيبعت بوده و حواشي مربوطه در اينده بوده  انجام پذيرفته  و بحث كردن نوشداروي پس از مرگ سهراب است و بس -تنها چيزي كه ميماند اينست كه موافقين و مخالفين ارزومند مديريتي شايسته و بايسته باشند تا انشاءا... با عملكردشان ثابت نمايند كه مخالفتها بي دليل بوده است از جمله ميتوان به  حفظ محيط زيست-پاكسازي منطقه از زباله-محو آثار بجاي مانده از پايه هاي پروژه ابطال شده قبل -عدم ايجاد جاده هاي دسترسي جديد -و ... اشاره نمود .

هر چند استفاده از تاسيسات و وسايل دست دوم جاي سئوال دارد كه در اينده جواب آن اشكار ميگردد.

+ نوشته شده توسط الوندی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت 12:13 |
ميشان و ازدحام جمعيت    

روز جمعه اين هفته به دليل شرايط جوي نامساعد و كولاك همه فضاي پناهگاهها ي ميدان ميشان پر ازدحام بود و از سالن پائين و بالا گرفته تا سالن خوابگاه و پناهگاه دوم پر بود از كوهنورداي كه با لباسهاي خيس يا تني خسته و عرق كرده به داخل پناهگاه پا مي گذاشتند و متاسفانه عده اي كه علي الرغم استراحت و صرف صبحانه همچنان ميز و فضا را در اختيار داشتند و از خود گذشت كمتري براي واگذاري محيط به ديگران برخوردار بودند از طرفي چنين ازدحامي ضرورت توجه بيشتر به پناهگاهها را ميطلبد -مسلما افتتاح تله كابين گنجنامه هم ميتواند رافع مشكل باشد و هم ايجاد مشكلات بيشتري نمايد كه بهر حال گسترش فضاي بيشتر را اجتناب نا پذير ميكندچراكه استفاده از امكانات شركت تله كابين شايد با حق ورودي همراه باشد كه اين امر مانع ورود خيليها شده و مجددا نقش پناهگاهها را پر رنگ خواهد كرد.تصاوير فوق مويد اين موضوع ميباشد كه بايستي فكري به حال جمعيت كرد تا نسل فعلي علاقمند به كوه و طبيعت  از امكانات و فضاي بهتري  برخوردار باشند پناهگاههاي فعلي براساس نياز ۳ دهه قبل ساخته شده و بعضا جوابگوي روزهاي سخت نمي باشد -از طرفي بسته بودن مكاني در كنار هلال احمر مستقر در ميدان ميشان (مسجد) و استفاده نادر از آن مزيد بر علت بود اميد است مسئولين محترم در چنين مواقعي حداقل در مسجد را به روي كولاك زده ها باز كنند تا از ازدحام جمعيت كاسته شود.داشتن كوله پشتي و باز كردن ان كه به اندازه حداقل يك نفر فضا اشغال ميكند بر شلوغي مي افزايد تا فكراساسي در اين خصوص گردد.و اضافه نمايم رفتار برخي دوستان كه به اقتضاي محيط ، شادابي خود را بروز ميدهند نيز آلودگي صوتي را مي افزايد كه از تحمل بعضيها خارج است و بروز برخي تلخيها را بدنبال دارد.

+ نوشته شده توسط الوندی در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 و ساعت 12:15 |
کوسه ای در مخزن زندگیتان
بیندازید|
 
  ژاپنی ها عاشق ماهی تازه اند..اما  آبهای اطراف ژاپن سالهاست ماهی  تازه ندارد.بنابر این برای رساندن  غذا به جمعیت ژاپن قایق های  ماهیگیری بزرگتر شدندومسافت های
  دورتری راپیمودند.  ماهیگیران هرچه مسافت طولانی تری  راطی می کردند به همان میزان آوردن  ماهی تازه بیشتر طول می  کشید.اگربازگشت بیش ازچند روزطول  می کشید ماهی ها دیگر تازه نبودند  وژاپنی ها مزه آن را دوست نداشتند.
  .برای حل این مسئله شرکت های  ماهیگیری فریزرهایی در قایق ها  تعبیه کردندآنها ماهیها را  میگرفتند وآنها را روی دریا منجمد  میکردند.فریزرها این امکان را  برای ماهیگیران ایجاد کردند که  دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری  را روی آب بمانند.اما ژاپنی ها
  مزه  ماهی تازه و منجمد را متوجه  می شدندو مزه ماهی یخ زده را دوست  نداشتد.
  بنا براین شرکت های ماهی گیری  مخزن هایی را درقایق ها کار  گذاشتند وماهی ها را در مخازن آب  نگهداری می کردند.ماهی هاپس از کمی  تقلا آرام می شدند و حرکت
نمی  کردند آنها خسته و بی رمق اما زنده  بودند.متاسفانه ژاپنی ها هنوز هم  می توانستند تفاوت مزه را تشخیص  دهند.زیرا ماهیها روزها حرکت  نکرده بودند و مزه ماهی تازه را از

  دست داده بودند.باز هم ژاپنی ها  مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی  حال و تنبل ترجیح می دادند.
  پس شرکت های ماهی گیری به گونه ای  باید این مسأله را حل می کردند.
  اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری  ژاپن بودیدچه پیشنهاد می دادید؟
  چطور ژاپنی ها ماهی ها را تازه نگه  می دارند؟
  برای نگه داشتن ماهی تازه شرکت  های ماهی گیری ژاپن هنوز هم از  مخازن نگهداری ماهی در قایق  استفاده می کنند اما حالا آنها یک  کوسه کوچک به داخل هر مخزن
می  اندازند.کوسه چند تایی ماهی می  خورد اما ماهی ها با وضعیتی بسیار

  سرزنده به مقصد می رسند زیرا ماهی  ها تلاش کرده اند.
  توصیه:
  به جای دوری جستن از مشکلات به  میان آنها شیرجه بزنید.  از بازی لذت ببرید..
  عزم بیشتر ودانش بیشترداشته  باشید وکمک بیشتری دریافت کنید.
  اگر به اهدافتان دست یافتید اهداف  بزرگتری برای خود تعیین کنید.
  زمانی که نیازهای خود وخانواده
  تان را برطرف کردید برای حل
  نیازهای گروه، جامعه و حتی نوع بشر
  اقدام کنید.
  کوسه ای در مخزن زندگیتان  بیندازید و ببینیدکه واقعا چقدر  می توانید دورتر بروید

 

+ نوشته شده توسط الوندی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 9:55 |
معاون برنامه‌ريزي و پشتيباني استاندار همدان گفت: استحصال آب معدني از منطقه طبيعي تاريک دره به زودي به اجرا در مي‌آيد.
به گزارش ايسنا، محمدناصر نيکبخت در کارگروه تخصصي امور اقتصادي و توليدي استان افزود: در اين طرح سعي مي‌شود محل استقرار مناسبي براي صنايع مورد نياز در نظر گرفته شود تا آسيبي به اين منطقه طبيعي و تفريحي وارد نشود.
نيکبخت با تاکيد بر استفاده از آبهاي معدني چشمه‌هاي طبيعي اين منطقه، خاطرنشان کرد: نبايد بهره‌برداري از اين آبها به منطقه گردشگري گنجنامه نيز آسيب بزند.
وي همچنين بيان كرد: تا پايان سال جاري در بخش صنعت و معدن براي يک هزار نفر در استان اشتغال ايجاد مي‌شود و در دهه فجر واحدهاي بزرگ صنعتي، گلخانه‌اي، کشاورزي و بازرگاني به بهره‌برداري مي‌رسد.
رئيس سازمان صنايع و معادن استان همدان نيز گفت: معدن شهرک صنعتي فولاد ويان به دليل انفجارها و مشکلات زيست محيطي که به همراه دارد بهتر است براي جابجايي معدن سيليس تصميم‌گيري شود.
خسرو سامري همچنين درخواست کرد: براي استفاده از آب چشمه‌هاي معدني تاريک دره يک واحد صنعتي محدود براي بسته‌بندي کردن آب چشمه‌هاي اين منطقه احداث شود.
منبع: الوند پرس
+ نوشته شده توسط الوندی در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 14:2 |

در کارخانه ای در یک منطقه تاسیساتی، هنگامی که زنگ نهار به صدا  درمی آمد، همه کارگرها در کنار هم می نشستند و نهار می خوردند.

 یکی از کارگرها همواره با یکنواختی تعجب آوری بسته نهارش را باز می کرد و شروع به اعتراض می کرد :

 -  لعنت بر شیطان امیدوارم که ساندویچ کالباس نباشد. من از کالباس متنفرم...!!!

  او عادت داشت هر روز بدون استثناء از ساندویچ کالباس شکایت کند و این کار را

همواره بدون هیچ تغییری در رفتارش تکرار می کرد!

هفته ها گذشت... کم کم سایر  کارگرها از رفتار او به ستوه آمدند!

  سرانجام یکی از کارگرها به زبان آمد و گفت:

-    لعنت بر شیطان! اگر تا این اندازه از ساندویچ کالباس متنفری، چرا به همسرت  نمی گویی یک ساندویچ دیگر برایت درست کند؟!

  - منظورت از همسرت چیست؟ من که متاهل نیستم! من خودم ساندویچ هایم را درست می کنم !!!


نتیجه: در حالی از زندگی خود می نالیم و هرروز، مدام از سختی ها و رنج های زندگی  شکایت می کنیم که تمام شرایط حاکم بر زندگیمان حاصل اعمال، تفکرات و تصمیمات خود ماست!

این قانون الهی است که هیچ کس غیر از ما نباید و نمی تواند برای ما تعیین تکلیف کند.

ما خود، ساندویچ های زندگیمان را درست می کنیم !

اگر از کیفیت آن ناراضی  هستید به جای مقصر شمردن سرنوشتتان، تصمیم قاطع بگیرید و آن را آن طور که می خواهید بسازید و از آن لذت ببرید.

 چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید        گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

+ نوشته شده توسط الوندی در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 12:54 |

قربان عکست اینجوری نگام نکن

این روزها اکثر شهر های سردسیری سپید پوش شده اند و چهره زمستانی  که منتظرش بودیم همه جا را گرفته است ...  با پوشیده شدن برف از زمین پیدا کردن غذا برای حیواناتی که اطراف ما زندگی میکنند سخت تر  شده   ...ازپرندگان کوچک تا  جانوران بزرگتر همه به دنبال غذا میگردند و این وسط وظیفه ماست که اگر میتوانیم کمی هم  به فکر آنها باشیم ....هفته گذشته شبی ساعت (21:30) برای دیدار دوستی  از منزل خارج شدم و داخل ماشین یخ زده نشسته بودم که کم کم گرم شود تا راه بیافتم ...یک دفعه احساس کردم تنها نیستم ... خیلی برایم جالب بود که داخل شهری مثل همدان گرگ بزرگی داخل کوچه ببینم که برای غذا پرسه بزند ...  با اینکه منزل ما در مرکز شهر نیست و فاصله چندانی با باغات اطراف ندارد ، باز هم برایم شگفت بود که جانور گرسنه درجستجوی غذا تا اینجا پیش آمده باشد... حیوان با جثه درشت و پوزه  و چشمان گرگییش  داشت مرا نگاه میکرد و منهم از طرفی به وجد آمده بودم و ازطرفی جرات نمیکردم از ماشین پیاده شوم.  سعی کردم با ماشین نزدیک شوم که از او چند عکس بگیرم ... اما آن حیوان بیچاره ترسید و فرار کرد ... این مساله اولین بار نیست که اتفاق میافتد  و حتی چند بارهم در سالهای اخیر خطرساز شده ولی این گناه گرگ نیست بلکه طبیعت اوست و همین ازو موجودی  خطرناک ساخته است...  ولی خطرناک بودن نباید دلیل مرگ این جانور زیبا شود... ضمن اینکه گرگ به عنوان جانوری که در راس هرم اکو سیستمی جانوران وجود دارد نقش مهمی را در کنترل این اکو سیستم ایفا میکند که انقراض نسلش میتواند این اکو سیستم را مختل کند که این  خود به بحثی جداگانه میکشد... اینکه چگونه میشود بطور ایمن گرسنگی آنها را بر طرف کرد تا در جستجوی غذا روانه شهرها نشوند نیاز به بررسی کارشناسانه  دارد و نکته تاسف بر انگیز اینست :  کدام کارشناس؟ !!! گرگ که سهل است ببر ایرانی هم  باشد یا نباشد به قبای کسی بر نمیخورد!!!  تلاش گروههای حمایت از حیوانات هم در ایران به چیزی شبیه شوخی می ماند و تا یوز ایرانی در حال انقراض  مانده  کسی به گرگ  نمی اندیشد...خلاصه اینکه اگر هم این روزها گرگی ندیدید که به او غذا بدهید! حداقل میتوانید با گذاشتن یک ظرف کوچک از غذاهای مانده درگوشه ای از حیاط منزل ، از تماشای غذا خوردن گنجشکها لذت ببرید... شاید آنها هم تا چند سال دیگر منقرض شوند ...                            

 منبع: ماگما
+ نوشته شده توسط الوندی در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 11:44 |

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ایست هول هولکی و دم دستی.

این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند.

این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند خاطره نمی شود فقط از سر اجبار می خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی کنی...

  دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.پر از رنگ و بو .

این دوستها جان می دهد برای مهمان بازی ، برای جوکهای خنده دار تعریف کردن و برای فرستادن اس ام اس صد تا یک غاز.

برای خاطره های دم دستی.

اولش هم حس خوبی به تو می دهند.

این چای زود دم خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ ؛می نشینی با شکلات فندقی می خوری و فکر می کنی خوشبحال ترین آدم روی زمینی.

فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای...!!!

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است.باید نرم دم بکشد.باید انتظارش را بکشی.

باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی باید صبر کنی آرام باشی و مقدماتش را

فراهم کنی

باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک خوب نگاهش کنی ، عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته جرعه جرعه بنوشی اش و زندگی کنی ... 

+ نوشته شده توسط الوندی در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 11:20 |

هم سن وسال

 

تاکنون پيش آمده که به فردى هم سن وسال خود نگاه کرده باشيد و پيش خود گفته باشيد: نه، من مطمئناً اينقدرپير و شکسته نشده‌ام؟
اگرجوابتان مثبت است از داستان زير خوشتان خواهد آمد:

من يکروز در اتاق انتظار يک دندانپزشک نشسته بودم. بار اولى بود که پيش او مى‌رفتم. به مدارکش که در اتاق انتظار قاب کرده بود وبه ديوار زده بود نگاه کردم و اسم کاملش را ديدم.
ناگهان به يادم آمد که ٣٠ سال پيش، در دوران دبيرستان، پسر بلندقد، مو مشکى و مهربانى به همين اسم درکلاس ما بود.
وقتى که نوبتم شد و وارد اتاق او شدم به سرعت متوجه شدم که اشتباه کرده‌ام. اين آدم خميده، موخاکسترى و با صورت پر چين و چروک نمى‌توانست همکلاسى من باشد.
 بعد از اين که کارش بر روى  دندانهايم تمام شد و آماده ترک مطب بودم از او پرسيدم که آيا به مدرسه البرزمى ‌رفته است؟

او گفت: بله. بله.. من البرزى هستم.
پرسيدم: چه سالى فارغ‌ التحصيل شديد؟
گفت: ١٣٥٩. چرا اين سوال را مى‌پرسيد؟
گفتم: براى اين که شما در همان کلاسى بوديد که من بودم.
او چشمانش را تنگ کرد و کمى به من خيره شد و بعد مردک احمق و نفهم گفت: شما چى درس مى‌داديد؟؟

+ نوشته شده توسط الوندی در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 و ساعت 9:3 |
الودگي بزرگ شهر تهران

اين عكس روايت الودگي شهر تهرانه ببخشيد تهرونه-همانايي كه پزشون ...

اينو گذاشتم تو وبلاگ تا قدر هواي پاك شهرستانهامون رو بيشتر  بدونيم .واقعا اينجا جاي زندگيه ؟گيريم كه امكاناتش خوبه به ما چي ميرسه جز همين دود و دم و انواع و اقسام گازها .يه نگاه به بيرون بندازين و عمق ديدتون رو مقايسه كنيد  ارتفاعات  توچال رو ببيند دماوند بخشتون و صد هزار  بار شكر كه در چنين محيطي نيستيم و هزاران ناگفتني ديگر.البته خودخواهي عده اي راننده تك سرنشين با خودروهاي وطني(انژكتوري كه آلودگيشون ۳ برابر خودروهاي عاديه ) در اين تصوير كاملا مشهوده.مفت گرونه اين زندگي.

+ نوشته شده توسط الوندی در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 11:43 |

سه کوه نورد هنگام صعود به قله اي در آرژانتين جان خود را از دست دادند

سه کوه نورد هنگام صعود به قله اي در آرژانتين بر اثر سرماي شديد جان خود را از دست دادند.

واحد مرکزی خبر : به گزارش شبکه تلويزيوني دويچه وله، اين سه کوه نورد که دو نفر آنان اروپايي هستند، به همراه سه کوهنورد ديگر هنگامي که در حال صعود به قله اکونکوگوا در استان مندوزا در آرژانتين بودند، گرفتار طوفان شديد شدند و بر اثر سرماي زياد جان خود را از دست دادند. سه کوهنورد ديگر که ايتاليايي هستند توسط امدادگران نجات يافتند.
قربانيان يک زن ايتاليايي و يک مرد انگليسي و يک راهنماي آرژانتيني هستند.

منبع: کوهنوشت

+ نوشته شده توسط الوندی در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 و ساعت 8:26 |

زندگي      

پرسيدمچطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ 

جواب داد: گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و  بدون ترس براي آينده آماده شو. ايمان را نگهدار و  ترس را به گوشه اي انداز .

شک هايت را باور نکن و  هيچگاه به باورهايت شک نکن. زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی  كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی        موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست

نلسون ماندلا

 

+ نوشته شده توسط الوندی در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 11:19 |

محرم

فراررسيدن ماه محرم ، ماه غلبه حق بر باطل ،ماه خسران و زيان متقلبين ،ماه پيروزي حق گويان و ماه روسياهي پيمان شكنان بر عموم مسلمين بخصوص شيعيان تسليت باد و اين تسليت نه بمعناي حزن و اندوه كه به معناي افتخاري است براي مسلمين و شيعيان تا به خود بباليم كه چه شخصيتي داشتيم و داريم كه تاريخ مصرف ندارد و براي تما اعصار ماندگار است و ماندگار خواهد بود و اقتداي شير مردان است و هر گاه دلمان گرفت ياد و نامش زنگ دل را ميزدايد.

+ نوشته شده توسط الوندی در دوشنبه نهم دی 1387 و ساعت 10:55 |

وقتی یک نوشابه می‌خورید، چه اتفاقی می‌افتد؟

>10 دقیقه بعد: 10 قاشق چای‌خوری شکر وارد بدن‌تان می‌شود. می‌دانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی می‌گیرد و شیرینی‌اش را خنثی می‌کند.
>
>20 دقیقه بعد: قند خون‌تان بالا می‌رود و منجر به ترشح ناگهانی و یک‌جای انسولین می‌شود. کبدتان شروع می‌کند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیتر از این بالا نرود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الوندی در پنجشنبه پنجم دی 1387 و ساعت 8:34 |

پروژه  قرارگاه

بدنبال پیگیریهای هیئت کوهنوردی  استان همدان طرح مطالعاتی قرار گاه کوهنوردی ایرانیان در دامنه های مسیر ییلاقی دره مرادبیک همدان آغاز می گردد . با توجه به  نظر مساعد اداره کل تربیت بدنی و استانداری همدان مقرر گردیده است تا نسبت به تهیه نقشه قرار گاه کوهنوردی به انضمام فضاهای مورد نیاز جهت موزه کوهنوردی و ایجاد یک مکان مناسب با کاربری توریسم طبیعت گردی در دامنه های زیبای قله یخچال این مهم به انجام رسد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الوندی در سه شنبه سوم دی 1387 و ساعت 12:28 |

عيد غدير بر شما مبارك

 

 

+ نوشته شده توسط الوندی در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 14:9 |

بهترین راه حل

پادشاهي مي خواست نخست وزيرش را انتخاب كند...

چهار انديشمند بزرگ كشور فراخوانده شدند.
آنان را در اتاقي قرار دادند و پادشاه به آنان گفت كه:

«در اتاق به روي شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلي معمولي نيست و با يك جدول رياضي باز خواهد شد، تا زماني كه آن جدول را حل نكنيد نخواهيد توانست قفل را باز كنيد. اگر بتوانيد مسئله را حل كنيد مي توانيد در را باز كنيد و بيرون بياييد»...


پادشاه بيرون رفت و در را بست...

سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به كار كردند. اعدادي روي قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به كار كردند.


نفر چهارم فقط در گوشه اي نشسته بود!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الوندی در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 13:58 |
بغل کردن...

 

 احساس خوبی به شما می دهد.

 حس تنهایی را از بین می برد.

- بر ترس غلبه می کند.

- دریچه احساساتتان را باز می کند.

- اعتماد به نفس را بالا می برد.

- حس نوع دوستی شما را تقویت می کند.

- روند پیر شدن را کندتر می کند.

- اشتها را فرو می نشاند.

- استرس و فشارهای عصبی را کاهش می دهد.

- با بیخوابی مبارزه می کند.

 

منبع:وب از دماوند تا علم -با سپاس


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الوندی در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 12:30 |

 خدائيش عروسكند اينقدر به هم محبت دارند تو دنياي واقعي چطورند

يلدا

يادش بخير اون قديما-شب يلدا كه ميشد خانواده ها دور هم تو خانه مادر بزرگ و پدر بزرگ جمع ميشدند و شامي را در كنار سفره اي گسترده دور هم بودند و كله پاچه اي و ماهي و ...بعدشم  نخود كشمشي و مغز بادامي و توت خشكي ...روي كرسي نوش جان ميكردند اما حالا نه هوا اون سرماي قديمارو داره نه نوه نتيجه ها اون نزديكي رو به پدر و مادرا دارند و نه پدر بزرگ و مادر بزرگا اون حال و حوصله قديم رو دارند- تيپها عوض شده و مادر بزرگا نوه هاي خفنشونو نميشناسند .....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الوندی در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 9:23 |

دیگه موقعشه که قصه ی « چوپان دروغگو » هم آپ تو دیت بشه !
هم چوپونش ، هم دروغش ، هم گرگش ، هم گله ش ...  !
مثلن چوپونش ؛
« دلال » که بدآموزی داره ، ور پریده « عاشق » بشه !!
... ولی خودمونیم ، اسم صنف این چوپونآی بیچاره بد درفته وا !
کاراکترش هم می تونه عوض بشه ! ؛
کاسب دروغگو ! کارمند دروغگو ! خبرنگار دروغگو ! نویسنده ی دروغگو !
زبونم لال مدیر دروغگو !... آره ، آره ! دکتر دروغگو !!
دوست دروغگو!!شهردار...مسئول... و دروغگوی ...
                                                                                                                منبع:کوهنوشت

 
+ نوشته شده توسط الوندی در دوشنبه ششم آبان 1387 و ساعت 8:42 |

۱-بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟



 

۲-من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بيدار شدم چند ساعت خوابيده بودم؟


 

۳- 30 را به نيم تقسيم کنيد و عدد 10 را به حاصل آن اضافه کنيد چه عددی به دست می آيد؟

 

 

۴-مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هايش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برايش باقی مانده است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الوندی در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 و ساعت 11:36 |