خبر اينگونه بود:
وزير امور خارجه ... اعلام كرد ما انتخابات رياست جمهوري ... را قبول.... اما ... را بعنوان يك واقعيت ميپذيريم.
خبر خيلي كوتاه بود اما پر معنا،همين خبر كوتاه و لفظ واقعيت مرا بر آن داشت تا آنرا دستمايه فكر خود قرار داده آنچه به ذهنم آمد را بين سطور زير بياورم.
تا حال بارها و بارها از دزديدن كار توسط فردي كه كار را به او سپرده تا به بهترين شكل و در زمان كوتاه آنرا انجام دهد گله مند بوده ايم (كم كاري)و بارها اين واقعيت تلخ را ديده ايم و پذيرفته ايم .
يا اين جمله رئيس سازمان محيط در 3امين كنفرانس جنگلداري بشنويدكه سازمان جنگلداري را سازمان جنگلداري كه سازمان جنگل بري ناميد و وزير اسبق راه و ترابري را به توبه در حرم امام رضا توصيه كرد و اين مطالب طنز هم باشند نشانگر يك واقعيت تلخ است .
تا حال بارها چرخش زنجيرهاي بولدوزر را در همين بغل گوشمان در ميدان ميشان به بهانه جلب توريست و گردشگري توسط شركت .... ديده ايم (تخريبهاي صورت پذيرفته و از بين رفتن چشمه ها –چمنزارهاي طبيعي –و آلودگي هاي روخانه و ... )و ساختمانهاي ناموزون و اسكلتهاي رعب آورش را بعنوان واقعيت پذيرفته ايم.(اضافه كنيد پايه هاي پروژه قبلي كه زخمش در طيبعت مانده است )
تا حال بارها شاهد زحمات رفتگرهاي محترم شهرداري كه آنان را سوپور مينامند بوده ايم و به قول مرحوم اسماعيل زاده (در مطلبي در فصلنامه كوه) جامعه چه احترامي براي چنين فردي نسبت به يك پزشك كه با پول بيت المال مدرك گرفته قائل است را بعنوان يك واقعيت پذيرفته ايم.
سالانه حدود 30000جنازه و تلفات ناشي از تصادفات جاده اي و داغدار شدن ميليونها خانواده و فاميل را بعنوان واقعيت پذيرفته ايم (اگر هر نفر را 1.5 متر قد در نظر بگيريم با 45 كيلومتر!!! جنازه را در كنار هم بخوابانيم تا تلخي آن حس شود)
و باز تورم 30-20درصدي را چه كاذب چه واقعي لمس كرده ايم گر چه آنرا بعضا كاذب-رواني و ... مينامند اما پولي كه ما بابت حتي كاذبش مي پردازيم واقعي است و عمري كه براي بدست آوردن و كسب درآمد سر ميكنيم هم واقعي است و اينهم يك واقعيت تلخ است.
اينكه دربرخي ادارات پارتي بازيست و بعضا رانت خواري و اينكه مدير اگه از شما خوشش بياد بهت خوب حال ميده و بهت پست خوبي ميده –يا از افراد چاپلوس بعضا خوششون مياد و يك لايه پوست پيازي براي حراست خودشون ايجاد ميكنند و سالها مديريت ميكنند و هيچكس اونارو بازخواست نميكنه تا جوابگوي عملكردشون باشه يك واقعيت تلخ است .
اينكه حق كشي در برخي ادارات وجود داره –بعضا جاي شاكي و متشاكي عوض ميشه و مارو ياد دزدي ميندازه كه از پنجره ديواري بالا ميرفت و چون پنجره از چارچوب در رفت و دزد بدبخت دست و پا شكسته به نزد قاضي رفت ... صاحبخانه مقصر شد ...بعد بنا...نجار... و هيچكس نگفت اين آقا دزد اونجا چكارميكرده و ... قس علي هذا و اين هم واقعيتي است تلخ.
اينكه شما در مقابل منتقديني قرار ميگيري كه فقط سياه و سفيد مي بينند و قانون 0 يا 100 (همه يا هيچ) را ميبينند نيز واقعتيست تلخ.
و مثالی ملموس:
اینکه سر صف نان یا شیر ایستادی و به خیالت ۴ نفر دیگه نوبت شماست و یهو یه خانمی میاد خودشو جا میده و میگه اینجا جا گرفتم و هی صف میزاد و تا بجنبی میبینی ۱۰ نفر دیگه نوبت شماست و یا یه نون بی کیفیت بهت میده و میگه اینی که هست ببین برات... اینهم یک واقعیته تلخ.
اینکه وقتی راننده تاکسی ۲ نفر سوار میکنه جلو -در مقابل اعتراض شما با کمال ادب و نزاکت !شما را تهدید به پیاده کردن میکنه و ....
اینکه وقتی بعد از ۲۰ دقیقه نشستن داخل اتوبوس شرکت واحد! وقتی بوق میزنی یا به راننده محترم پیشنهاد حرکت میدی ....و اینهم واقعیت تلخ.
.
.
.
.از اين واقعيتها زياد است –در قرون گذشته زماني كه بحثهاي فلسفي بسيار مورد بحث بود عده اي پيدا شدند بعنوان سپتي سيستها (septi sist) اينان صاحب تفكري بودند كه اعتقاد داشتند چيزي به نام واقعيت وجود خارجي ندارد-و در جواب غافل بودند از اينكه حتي با پذيرش اين ايده كه واقعيت وجود ندارد خود ميتواند يك واقعيت است.
و باز از قديم گفته اند كه حقيقت در كنار واقعيت مي آيد و بقول قديميها حقيقت هم تلخ است اما بايد پذيرفت.
اين مقدمه كوتاه را بيان كردم تا ه اين نكته برسم كه دوستان عزيز-همنوردان محترم :
عمده مشكلات ما از عدم پذيرش واقعيت است –خانواده اي كه صاحب فرزند ناقص الخلقه يا معلولي ميگردد چه ميكند (راه اول:اورا بی تغذیه رها میکند تا بمیرد)–راه دوم : به شرط حیات بايد از روزهاي اول-ماههاي اول و سالهاي اول و بعد سالهای بعد و بعدتر بر سر خود بكوبد و غصه بخورد و خوشي هاي خودرا تلخ كند يا نه بايد آنرا بعنوان يك حقيقت و واقعيت تلخ بپذيرد و در كنارش كنار بيايند و الان اينگونه است اشكال ما شايد عدم پذيرش بعضي واقعيتها باشد كه بايستي با تمرين و ممارست ذهن خود را آماده كنيم تا برخي واقعيتهاي زمانه خود را بپذيريم و بعنوان قاعده بازي بپذيريم كه امروز و امروزها –روز روز ما نيست .
...ادامه دارد





















در کارگروه تخصصي امور اقتصادي و توليدي استان افزود: در اين طرح سعي ميشود محل استقرار مناسبي براي صنايع مورد نياز در نظر گرفته شود تا آسيبي به اين منطقه طبيعي و تفريحي وارد نشود. 










