ياد قديما بخير
ياد قديما بخير -وقتي صبح ميشد خانمهاي خونه كه حسابي كد بانو بودند و بر خلاف خانمهاي بزك و دوزك كرده امروز كه يه روز دماغشونو عمل ميكنند و يه روز ابرو هاشونو ليزر .... به قولي هر چي در ميارن خرج بهسازي خودشون ميكنند(البته عده اي خاص )با يك چارقد گل گلي و بعد از فرستادن گوسفندا به چوپان ده - با يه جاروي سنتي با يه آفتابه پر وارد كوچه هاي خاكي ميشدند و شروع ميكردند به آب و جارو و چقدر روح نواز بود اون بوي خاك و كاه گل-مرد خونه هم كه از صبح زده بود بيرون -البته اگه نوبت آبش بود كه اصلا شب خونه نبودو بچه ها هم بعد از صرف صبحانه كه شامل شيره و پنير و كره و نون و روغن حيواني محلي بود با كمي تاخير راشونو به سمت صحرا ميگرفتند و بچه هاي كوچول موچول هم تو خاكروبه هاي كنار خونه يا با خاك زغال و ر ميرفتند يا با چرپ چرپ آب مشغول بودند-بعدش زناي خونه كه صبح شير گاو گوسفندرو دوشيده بودند شروع ميكردند به ماست زدند يا دوغ و كره و ...غروب هم كه ميشد صداي بع بع گوسفند نويد گذراندن يك روز خوب رو ميداد -بوي پشگل گوسفندا و گرد و خاك بلند شده اونها هم زيبا بود -هر گوسفندي جا و جايگاه خودشو ميشناخت
و ميرفت اونجائي كه بايد بره-و شب ميشد و شب نشيني-اون موقع روستاها تلفن نداشتند-روستائيان زحمتكش هم موبايل نداشتند و جمله- مشترك مورد نظر در دسترس نميباشد- براي شهريها هم نا شناخته بود -البته اوايل جمله فرنگي -نو رسپاند تو پي ژينگ- بوداما حالا تركيب جمعيتي روستاها-فرهنگ روستا نشيني-فرهنگ ميزباني و ميهماني و مراسم هاشون و مصرفيشون تغيير كرده و همه تيلفون دارند و متوليان چقدر پزشو ميدند -ديگه پيرزن دور تنور نميشينه و خمير ورزنميده-تو روستاشون نانوائي دارند و با جوش شيرين نونا ديگه بو ندارند شب نشينيها كم شده و با موبايل گپ از راه دور ميزنند -رودخانه ها كمتر آب دارند و جوانا با ماهواره(بندرت)حال ميكنند مهريه ها سكه شده و لباسه جين و از چين- ام پي تري و هنس فري تو گوشاست و صداي بع بع گوسفندا كم و گم-
اون موقع اف اف نبود چه صوتي چه تصويري -هركي ميرفت دم در بايد از تق الباب ها مخصوص جنسيت خودش استفاده ميكرد -شرم و حيا زياد بود و به راحتي دروغ نميگفتند
(چيزي كه اينروزا مثل نقل و نبات) سبيل گرو ميذاشتند از چك و سفته خبري نبود سياسي هم نبودند همسايه رو ديوار همسايه داخل جام گلي آش ميگذاشت و دو عدد تخم مرغ رسمي يا نيم شاخه نبات كه در ظرف برگشتي مي ديد جبران محبت ميشد و .... -برگرديم به تق الباب-اين وسيله كه با هنر تمام و به نحو زيبا بر روي دربهاي چوبي با جنس عالي و بعضا چوب روسي نصب ميشد هم حكايتي داردكه شرح مفصلش بماند -همه اينارو گفتم تا بدانيم اين در چه فضايي قرار داريم و چقدر اين يادگارهاي كهن ارزشمندند و بايد آنها را قدر بدانيم ودر عباس آباد همدان يكي از اين نمادهاي شيرين وجود دارد كه ديدنش براي من هميشه تداعي كننده ؟آنچيزي است كه در فوق آمد حال ببينيم اين نماد چه بوده و چه هست




تق الباب يا ... مخصوص خانمها (با صداي ظريف خور نشانگي مراجعه كننده خانم بود و كسي كه درو باز ميكرد نيز خانم بود -البته حقه بازي در كار نبود مثلا مرد اينو بزنه و ...
)


تق الباب مخصوص آقايان كه با تن خاصي نواخته ميشد و آقايان براي باز كردن در ميامدند نه مثل امروزيها كه ار سر كوچه با موبايل تماس ميگيرند ميگن درو وا كن اومدم![]()


اين تصاوير نشان دهنده زحمت و عرقي است كه سارقين محترم كشيده اند و ريخته اند.
و در پايان :اصلا بمن چه![]()
