بنام او
تبریک به دوستانی که درساعت ۸:۴۵ دقیقه ۳۰ اردیبهشت سال ۱۳۷۷ حماسه صعود ایرانیان به قله اورست را آفریدند
این پست تقدیم آنان باد : بخصوص آقایان اولنج - چشمه قصابانی و نجاریان

عمری باشه این جمعه نه ...جمعه شب دیگه به اتفاق دوستان در قالب ی تیم ۱۰ نفره میریم شب مانی قزل ..با توجه به محدودیت جانپناه ...مراتب جهت استحضار دوستانی که اون موقع برنامه دارند


کرکس

دره وهنان
ادامه تصاویر در ادامه مطلب >>>
عکس: علی بیات (جمعه ۲۷اردیبهشت ۹۲)
برچسبها: قزل ارسلان
ادامهمطلب
تخریب های میلیون ها سال یک طرف و تخریب های ۱۰ سال اخیر یک طرفو وامصیبتا بر تصمیمات غلط مسئولین ... تصمیمات خلق الساعه ای مبنی بر جاده کشی و باز کردن پای ماشین و شهری ها نه تنها برای عشایری که عمری را با جاده های مال رو می رفتند بلکه تبدیل سنگ چین به دیوار و بعد دیوار به خانه میتواند در ظاهر مثبت اما در باطن باعث صدمه به طبیعت و زندگی عرفی عشایر گردد که می شود از آن به نام "شهرک سازی "یاد کرد امید است به همین خلاصه بسنده کرد و امید به کار کارشناسی داشت چرا که این خانه ها در سایر فصول میتواند به نحو دیگری استفاده گردد که جای بحث آن را به آینده موکول می نمائیم ...
عکس : علی بیات
برچسبها: قزل ارسلان
(دیدن تصاویری که در آن مخالف سوری که در حال خوردن قلب و جگر یک سرباز بشار اسد است را اینروزها شنیدیم و بعضا دیدیم و شقاوت و درنده گی انسانها را ...ظهور" هند چگر خوار" قرن خودمان را ...انهم در مقابل دوربین و اینترنت ... چه حالی به شما دست داد ... انسانیت و رحم و مروت زیر سوال نرفت آنهم بغل گوشمان و هر دو به نام مذهب ... گر چه توجیه این قسی القلبی بودن فیلمی از تجاوز به یک مادر و کودک در موبایل آن مقتول باشد )
این مقدمه را از آن حیث اوردم که روز جمعه در جان پناه قزل ارسلان شاهد بودیم که چگونه افراد بی رحم و قسی القلبی بنام شکارچی برای لحظه ای خوشی چگونه حیواناتی که بچه هایشان چشم به راهشان بودند را شکار کرده بودند و خونشان را بر کف جان پناه ریخته بودند که نه تنها لحظه صحنه انگیزی بود بلکه بوی تعفن هم علی رغم سردی هوا جان پناه را غیر قابل استفاده کرده بود ... به راستی اینان چگونه به وجود بی ارزش خودشان اجازه می دهند حیواناتی که فصل بچه زایی و تخم ریزی شان است را شکار و بدینگونه از خوردن آن لذت ببرند
جان پناه قزل ...دیروز
و مگر ...نه اینست که اگر کوهنوردی وارد حریم شکارشان شود با گلوله جوابش می دهند و خود اینگونه به حریم کوهنوردان تجاوز میکنند با بر افروختن آتش و ریختن خود حریم می شکنند ... گرچه شخصا این موضوع را به اطلاع دوستان محیط زیست رسانده ام اما خواهشا شما نیز ساکت ننشینید و در مورد مسائل زیست محیطی و اینگونه مسائل پیگیر باشید با این شماره ۴۲۳۵۵۷۵ و ۴۲۳۵۵۷۳
فراموش نمیکنم دوستی که شکارچی بود و هنوز یک هفته از عروسی دخترش تگذشته بود که در برگشت از شکار تصادف کرد و مرد و یا شکارچی که خود به همه چی رسید و به یکباره علاوه بر بیماری صعب العلاج همه چیزش را از دست داد و خود همه را از شکار میداند که چگونه " آه " حیوانات درگیرش کرد ... و شکارچیان نباید از عقوبت کارشان در فصل غیر شکار و ممنوع غافل باشند
عکس : علی بیات (فزل - دیروز )
پی نوشت : تصور من و دوستانم آنی بود که در فوق آمد و وجود خون را صرفا از شکار و شکارچی دیدیم که مسبوق به سایقه هم هست و بعضا با کوهنوردان درگیر هم شده اند ...
برچسبها: قزل ارسلان, شکارچی

" عاشقی " سن و سال نداره
جوانی ی جور " عاشقی "
میان سالی هم عاشقی ... اما " ی جور "
و در کهنسالی " همش عاشق اینی که همه چی فقط جور بشه "
مهم نیست چطور عاشقی مهم اینه که همیشه "عاشقی " تو وجودت باشه
عکس : بیات ( با کسب اجازه از هر سه یزرگوار )

لاله ها در ارتفاع ۲۸۵۰
بامدادان همدان را به قصد صعود قله ۳۰۰۰ متری" امروله "(*)ترک و دل به جاده می سپاریم و بعد از نزدیک دو ساعت به کنگاور - روستای حسن آباد - قزوینه و بعد از گذر از جاده انحرافی سد خاکی به دو راهی همت آباد - بردینه می رسیم که با جاده ای آسفالته و" ال" مانند به روستای "بردینه " ختم می شود (**) که در انتهای دشت منتهی به کوهستان واقع شده و از بی آبی بد جوری در رنج و عذاب است به نحوی که از درخت و سایه و باغ و باغات جز یک باغ خبری نیست و این در حالیست که دو کیلومتر دورتر روستاهایی وجود دارد سرسبز و زیبا.
صبحانه ای صرف میکنیم و از مسیری با شیبی ملایم که به تدریج تند می شود به سمت صخره ها حرکت میکنیم و در این بین احتیاط بیشتر و توجه به سنگ چین های راهنما اجتناب ناپذیر است و برداشتن آب از تنها چشمه منطقه در کنار مدرسه رو به تخریب روستا ایضا .
سه ساعتی را با سنگ و صخره باید پیمود تا به تختی با شیبی ملایم و پر از سنگلاخ رسید که چشمه ای در آن وجود دارد (میدان گاچال )و باید برای پناهگاه هم آب برداشت و سپس نیم ساعتی راه پیمود تا به پناهگاه رسید
و در این میان دیدن لاله های واژگون خستگی را از تن بیرون میکند بعد از پناهگاه هم باید شیب را پیمود و حدود یکساعتی را طی کرد تا به قله رسید و ...
نیم ساعتی تا بازگشت از قله تا پناهگاه راه نیست و بعد هم ۳ ساعتی را باید در مسیری پرشیب و بعضا سنگلاخ پیمود تا به دشتی رسید که باید آنرا مجددا به سمت قله بپیمائیم ...

مسیر بازگشت

لازم به ذکر است توضیح مسیر بازگشت جهت اجتناب از درگیری مجدد با صخره های مسیر رفت به شرح نمی آید و باید با نگاه تیزتری بررسی و مواظب انحراف از مسیر بود چرا که بعضی جاها مسیر بسیار کمرنگ است و باید مواظب خارج شدن از مسیر بود و سنگ چین هارا جدی گرفت ... وجود پرتگاهها در این کوهستان زیبا مجددا این درس را به ما یاد آوری می کند که :

هیچ کوهی را دست کم نگیرید
عکس : علی بیات
ادامه تصاویر در ادامه مطلب >>>
پی نوشت :
(*)نام :امروله از كلمه امرو و پسوند ((له)) تركيب يافته وامرو به گويش كردي همان امرود يا گلابي وحشي است و ﴿﴿له))علامت تصغير‚ بنابر اين امروله به معني امرود كوچك ميباشد واين اسم به خاطر وجود درختان امرود بوده كه كه بصورت جنگلهاي پراكنده در زمانهاي پيشين در نقاط مختلف ان ديده شده . امروزه هم اثاري از اين درختان در شمال روستاي گرگلان و شمال روستاي كل گدار بصورت درختچه مشاهده ميشود .
(**)( این مسیر میانبر است و گردنه بید سرخ و دیگر گردنه در مسیر صحنه به سنقر را حذف میکند که باید بلد داشت تا اتلاف زمان نشود و مسیر دوم همدان- کنگاور- صحنه به سنقر- دو راهی همت آباد است )
۱-هدف از این نوشتار ارائه حداقل اطلاعات به همراه تصویر بود و نفرات برنامه هم همگی از دوستان بودند که از سرپرست برنامه و دوستانی که زحمت ایاب و ذهاب رو کشیدند قدر دانی میگردد.
۲-ضمنا در این برنامه شیرینی قبولی آزمون مربیگری رو هم من دادم تا دوستان کمتر سر به سر ما بذارند
۳-حضور در این برنامه کاملا تصادفی بود که در آخرین لحظات و رفع گرفتاری های شخصی تونستم در این صعود شرکت کنم .
برچسبها: قله امرو له
ادامهمطلب






