اخبار و تصاویری از کوهستان . طبیعت و مطالب آموزشی و مفید

از قدیم گفتند فرصت ها اهسته در می زنند،این بار به دعوت دوست و همنورد بزرگوار حاج احمد صابریون مسئول محترم باشگاه الوند، برای برنامه صعود به قله شاهانکوه دعوت شدم، به قول ایشان موتور من دیزلی هست و به راحتی برنامه را نمی پذیرم لذا با من و من قبول کردم و طبق معمول شروع به مطالعه کردم .

قله ویژگی های خاص خود را داشت بلند ترین قله استان اصفهان و البته دارای شیب های سنگی و دره هاییاست که ممکن است بسته به فصل صعود برف و یخچال داشته باشد که احتیاط می طلبد.

قله شاهان‌ کوه بر روی خط الرأسی با همین نام و طولی بیش از ۴۳ کیلومتر قرار گرفته که جهت کلی آن هم سو با محور اصلی زاگرس یعنی شمال غربی_جنوب شرقی است و از کوههای متعددی تشکیل شده که از شرق به غرب عبارتند از: دری، دودکشان، چال روغن، شاهانکوه، جه جر، گورمیشان، دره غول، لاشوم، برد خیمه، چال میشان و مارک که البته در محدوده‌های شاهانکوه، گورمیشان و لاشوم تراکم زیادی از قله‌ها مشاهده می‌شود.

رشته کوه شاهان کوه از دره وهرگان در ۴۰ کیلومتری باختر شمالی فریدون‌شهر شروع شده و رو به سوی جنوب خاوری ادامه دارد و برای رسیدن به آن باید فریدونشهر را رد کرد و از مسیر شرقی، روستای سرداب بالا- تنگه عرب – دهلیز جنوبی را انتخاب کرد و پس از کذر از مسیر جاده ای با مناظر زیبا و البته کمی مرتفع به سمت جاده عشایری از روستای تغییر مسیر داد.

همانطور که عنوان شد قله شاهان کوه با ارتفاع ۴۰۴۰ متر از سطح دریا بلندترین قله استان اصفهان می‌باشدفاصله پای کار تا قله‌ی شاهان کوه اصفهان تقریبا ۱۰ کیلومتر می باشد و شیب حرکت نیز در بخش هایی از مسیر بسیار تند بوده در کنار این که مسیر سنگلاخی می گردد. همچنین قله شاهان ارتفاعی بیش از ۴۰۰۰ متر دارد و احتمال رو به رو شدن با ارتفاع زدگی برای کوهنوردان وجود دارد. به جهت این موارد درجه سختی شاهان کوه دشوار ارزیابی می شود.به همین جهت توصیه می شود برای صعود به این قله از برگزار کنندگان برنامه کوهنوردی، مربیان و سرپرستان حرفه ای کمک بگیرید.

خلاصه اینکه من به اتفاق حاج احمد و آقا و خانم منصور از همدان ساعت 7 صبح از همدان حرکت کردیم آقایان اکبر چلوئیان، رضا شجاع و آقای قربانی هم در قالب ماشین دوم حرکت کردند و ساعت سه به محل کمپ رسیدیم که از روستای نهضت آباد و سرداب بالا می گذشت در کنار خانه عشایری توقف کردیم و چادر زدیم 200 تومان هم هزینه پارکینگ و امنیت بود که پرداخت شد.

از نظر زمانی کمی از گلهای لاله واژگون دور بودیم و تیر ماه بود، برف داخل دره بود که هنگام صعود احتیاط می طلبید و من کرامپون نبرده بودم .

ساعت سه شب بیدار باش و پر کردن اب از چشمه نزدیک خانه عشایری و بعد حرکت به سمت دره عرب که پس ازدو راهی مسیر چپ را انتخاب و سپس درگیری با سنگ ها شروع شد که تا نزدیکی قله 4040 متری ادامه داشت.

روی قله هوا خوب بود و آرام و صبحانه ای خوردیم و با احتیاط بالا عزم بازگشت نمودیم که در انتهای مسیر مجدد روی برف دره رفتم که برای ما ساده تر بود و دیگران هم چنین کردند.

نزدیک غروب به محل کمپ رسیدیم و به سمت همدان حرکت کردیم .

علی بیات تیر1405

این گزارش فاقد عکس است و احتمال اصلاح وجود دارد


برچسب‌ها: شاهانکوه, باشگاه الوند همدان
نوشتهشده توسط علی بیات در ساعت 8:31 | لینک  | 

جنگ سوم با تهاجم شروع شد و مردانه ایستادند تا این مرزو وبوم حفظ شود و حالا بعد از 38 روز، یک تفاهم رخ داده تا 60 روز کاری کنند که دیگر جنگ استمرار و دیگر بار رخ ندهد.

نوشتهشده توسط علی بیات در ساعت 8:28 | لینک  | 

🤔از نگاه مردم عادی #کوهنوردان موجودات عجیبی اند ، در زمانی که همه از زور سرما و یخبندان در کنار بخاری و گرما دل و جا خوش کرده اند آنان اول عشقشان است و با تخم مرغی آب پز و گردویی فندق جثه و نان و‌پنیری خود را به دل کوهستان فریز شده میسپرند و همراهشان خداست و کوله ... 😁نه خفتنشان طبیعی است و نه خوردنشان، رختخواب گرم را رها و از صدای کولاک در زمهریر طبیعت به هیجان می ایند و‌تو‌گویی خود آزاری جز لاینفکشان است، #زندگی_سخت را نوعی #انتقام_سخت از روح و روان و سستی می دانند و #فطرت خویش را که‌همانا جستجوی خویش در #طبیعت است به #فترت جسم فائق دانسته و جسم را #آزار و روح را #ازاد میکنند. 🏔️آنان نیک میدانند که اندک زمانی بعد مفاصل به نوعی ساز جدایی خواهند داد و کمر و قل و قچشان به نوعی دیگر ... اما مگر میشود بهار طبیعت و کوهستان چون عروس سپید پوش را دید و به عروسی نرفت ... #کوهنوردان در کوهستان بدنبال #ورزش نیستند آنانکه واقعی و غیر فیک اند بدنبال #ارزش اند گرچه تعدیل جسم نیز در کنار تحلیل دارند ؟ #کوهنوردی سبک زندگی است، تاب آوری زندگی است . جاودان باشید بیات وبلاگ دیار الوند کانال دیار الوند راهنمای کوهستان

نوشتهشده توسط علی بیات در ساعت 12:58 | لینک  | 

تا وقتی شبکه های مجاری نبود و اطلاعات به لحظه منتشر نمی شد دنیای رسانه های کاغذی (جراید) و مجلات ورزش در عرصه ورزش سحن ها داشتند اما با آمدن تکنولوژی های جدید دیگر نباید سه ماه بعد از صعود عکسها را می دیدیم که بعدها در دهه 80 به دنیای وبلاگ نویسی ختم شد و روزگار دیگری را رقم زد و بعدها که شبکه های مجازی آمد تحول دیگری شد اما بنده سعی در نگهداری این سنت دیرینه شدم و حالا به رسم مرسوم گزارش یک برنامه را بعد از مدتها در وبلاگ ارائه می دهم

تابستان داغ 1404 نفس های آخر را میکشید که در کنار بی برقی های ناشی از بی لیاقتی مدیریت و بی آبی های گاه به گاه بر ما بسیار سخت گذشت لذا به رغم حضور در برنامه های گردشگری بعنوان راهنما و سفرهای شخصی این بار تصمیم گرفتم در برنامه ای کمپی حضور داشته باشم.

تعطیلات سه روزه ای پیش رو بود و برنامه 3 روزه تعطیلات 19 تا 21 شهریور 1404 به صورت کمپی برنامه ریزی شده بود برنامه ریزی آن با آقای داوود بهشتی بود که همیشه برنامه های خوب طبیعت اجرا میکنند (ایشان در قالب گروه طبیعتگردی ماژان فعالندد و چون خودشان از جنس کوهنوردی اند برنامه های واقعی طبیعت گردی را اجرا میکنند که سالها افتخار همراهی با ایشان و سفرهای ماندگار را داشته ام) گرچه دل به سفر داده بودم اما حقیقتش ترافیک شمال پیش از برنامه ذهن مرا سخت مشغول کرده بود چون محل برنامه رامسر بود و یکی از مسیرهای دسترسی جاده چالوس بود که هفته پیش آنجا بودم و ترافیک سختی داشت لذا وقتی مسیر را از جاده قزوین رست تعریف کردند و نه جاده زیبای آزار دهنده چالوس خوشحال شدم حالا باید کوله می بستم و این کار همیشه زمان و وقت و حال و حوصله می طلبید و من همیشه دو روز جلوتر از برنامه کوله را می بندم دیگه در بستن کوله استاد شدیم و تیکه تیکه همه چیز را با برنامه تنظیم و بار و بنه را می بندم ( از جمله برنامه غذایی و تنقلات و ...) .

ادامه مطلب را ببینید


ادامهمطلب
نوشتهشده توسط علی بیات در ساعت 10:58 | لینک  | 

خیام گر زباده مستی خوش باش

با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

عاقبت کار جهان نیستی است

نگار که نیستی چو هستی خوش باش

یکشنبه ۱۶ شهریور۱۴۰۴ پانصدمین صعودبه الوند را داشتم نه اینکه شاخ غول شکستم نه!!!

اما پانصد بار دیدم که در طی دو ونیم دهه چه بلایی بر سر الوند اوردند و قیمه قیمه شدنش را هر روز توسط دولتی های و غریبه ها ونامحرمان دیدم که بنام و بی نام گردشگری واشتغال چه بلایی بر سرش آوردند اما درظاهر سنگش را به سینه زدند پ ن: از اوایل دهه ۸۰ تصمیم گرفتم همانند نوشتن خاطرات روز مره که دو‌خطی بیشتر نمینویسم برنامه های کوهنوردی ام را با هر سطح و اندازه ای یادداشت کنم در کنار آن باید گفت وبلاگ نویسی دهه ۸۰ هم بی تاثیر در این امر نبود و مطابق همین ثبت ها، دیشب پانصد امین صعود الوند را داشتم. اما عمیقا متاسفم که الوند دیشب الوند دهه ۸۰ نیست و به نامهای مختلف و بهانه های گوناگون پیشانی اش را زخم زدند و هر روز توسط دولتی های و غیر دولتی ها زخمش میزنند که مغول چنین نکرد ... عشایر از یک طرف، هلال از سویی، یک شرکت که سلطان تخریب است ، کوهنوردان و طبیعتگردان و آفرودی ها و همه و همه هم پیمانیم که تخریب کنیم تا از ان چشمه ها و رودها و چمن ها هیچ نماند حال بنام ورزش باشد یا اموزش اسکی در پیست اسکی همه مقصریم

پی نوشت: مدتهاست در این وبلاگ چیزی ننوشته ام اتفاقات زیادی رخ داده که اخرینش جنگ 12 روزه با کلی آثار تخریبی در اقتصاد است که الان هم ادامه دارد، امدم این دو خط را بنویسم که دلمان برای وبلاگ نویسی تنگ شده که چکونه بعد برنامه عکسها را گلچین میکردیم و ضمیمه گزارش منتشر میکردیم و کلی کامنت و جنگ و دعوا داشتیم ... خلاصه اینکه نوشتن بود و اندیشیدن ...

در درس تاریخ 20 گرفتیم

اما از تاریخ درس نگرفتیم

نوشتهشده توسط علی بیات در ساعت 8:42 | لینک  | 

به بهانه #روز_کوهستان هر ساله در جهان آئین هایی برگزار میگردد که حاوی شعارهایی است که عمدتا تاکید بر #صیانت و #حفظ_کوهستان همراه با #آموزش و استمرار در #ایستادگی در مقابل مخربان دارد. بر کسی پوشیده نیست که کوهستان چه نقشی در حیات ما داشته و آسیب بدان چه اثر گذاری کوتاه و بلند مدتی بر سطوح مختلف #حیات_اجتماعی کره زمین اعم از انسان، نباتات و حیات جانوری دارد که به رغم این بدیهی بودن نه تنها دولت ها که گاها جمعی سیاستمدارِسیاست ندار هستند بدان آسیب میزنند بلکه گاه تعارض منافع آنان نه تنها باعث نادیده شدن #طبیعت میشود بلکه ناشنوایی مضاعفشان نیز باعث میشود تا فریاد مدافعان کره زمین و به طور اخص طبیعت دوستان و حافظان کوهستان شنیده نشود و آنی بشود که شاهدیم که با حِیَل مختلف از #امداد تا #گردشگری و #سرمایه_گذاری و ایجاد #اشتغال بدنبل تملک و تعرض و تجاوز باشند. برای لمس بی تفاوتی و‌خیانت های اشکار به کره زمین که جز ناچیز انیم راه دور نرویم از همین کوههای پیرامونمان نام ببریم از کشور خودمان که ۵۸درصد آن‌پوشیده از کوه است از #البرز و #جنگل_هیرکانی اش با بیش از ۵۰میلیون سال کهنگی و از #زاگرس و بلوطهایش، از #کویر و #دریاچه بخت برگشته بختگانش و از پریشان پریشانش که محل چَرا و افرود شده است... از کوهستانهای تمدن سازش که طی چند دهه اخیر مورد #هجوم عطش_وار و به قول زنده یاد اذکایی، دانشمند همدان شناس #مغول_واری واقع شده که حتی، هیچ قوم یاجوج و ماجوج نیز با سیری ناپذیری بر ان نمی تاخت و چنین نمیکرد ودر این بین مهم وجود یک فرد یا شرکت گردشگری یا بهره بردار معدن یا قانون یا ادارات بی خاصیت و تجملی نیست (که البته صدردرصد هست) بلکه اغماض و چشم‌پوشی و #سکوت_حداکثری، اکثریتی است که در ظاهر خود را #عاشقان_سینه_چاک معرفی میکنند، چه #طبیعت_گرد چه #کوهنورد که مدام از عشق میزنند اما هرگز نه تنها غم به دل راه ندادند که گامی برای صیانت ان بر دارندکه برنداشتند یبلکه توجیه اوردند که «کوهتو برو» که نمیشود و که نمیگذارند که گردن کلفتند که سرمایه دارند ... همه اینها وجود دارد اما نباید به صرف نتیجه نگرفتن راه را هموار گذاشت بلکه باید تلاش کرد تا لااقل برای تجاوز بیشتر راه هموار نباشد که اگر موفقیتی نبود بعنوان مثال در #الوند، #تخت_نادر بکر نمی ماند و راه کوهنوردان از #گنجنامه سالها پیش به بهانه کذایی #جاده_سلامت مسدود شده بود. مراسم و آئین #روز_کوهستان باید فریاد مظلومیت #الوندهایی باشد که فراوانند فریادهایی که حتی بالاترین مقام کشور نیز آنرا بارها با جرم انگاری پنداشتن هر گونه #کوهخواری به گوش ما رسانده، تا جایی که حتی ساخت حوزه را نیز چنانچه عامل تخریب کوهستان باشد منع نموده، لذا در همایش های اینچنینی باید فریاد طبیعت باشیم که« آهای مردم اگر اعتقاد به خدا و پیغمبر دارید، اگر ادعای دینداری دارید، انان نیز موکد گفته اند که طبیعتتان را از بین نبرید حافظش باشید و برای حفظش فریاد بزنید» چرا که حفظ ان برای آیندگان حقی است بر گردن ما، که اگر چنین نشود کل آئین ها و نشست ها یک #دورهمی ساده و خوش و بشی بیش نیست. ع.بیات مسئول گروه جهادی مطالبه گری صیانت از کوهستان (الوند) راهنمای طبیعت گردی و گردشگری مربی کوهنوردی ۲۱آذر۱۴۰۳ https://t.me/Diyare_ALVAND_HAMEDAN/347


برچسب‌ها: زوز کوهستان, مطالبه گری, تخریب کوهستان
نوشتهشده توسط علی بیات در ساعت 11:30 | لینک  | 

دهه ۷۰و۸۰ دنیای وبلاگ نویسی و بطور اخص وب نویسی درحوزه کوهنوردی رواج داشت وهرکس صاحب ذوق و قلم و سلیقه ای بود دراین حوزه می نوشت، از گزارش برنامه تا مطالب آموزشی، از نظرات در بخش کامنت ها تا چالشها و بگو مگوها، از وبلاگ های زرد تا سیاه و سفید، از حواشی تا اصل واقعیت... خلاصه دنیایی داشت که تا قبل ازظهور شبکه های مجازی دلچسب و پسندیده بود و مطالبش در موتورهای جستجو گر قابل دریافت و عمده آن مشمول مرور زمان نبودمگرتصاویر. ماباظهور شبکه های مجازی، مجازها تغییر کردوبه سمت صفحات ناپایدارو آنی پیش رفت به نحوی که هرخبر، خبرقبل راباطل کرده و#اساتید_مجازی و #اساتید_پفکی فراوان شدند و استاد استاد راه انداختند. سن وبلاگ نویسی این بود که #هویت_افراد تا حد بالا مشخص بود و بی هویتها درآن نامحرم و غایب بودند مگر استثنائاتی، به نحوی که دیدار رخ به رخ دوستان در قالب #صعود_قلم جهت اشنایی و استمرار رفاقت ها پایه ریزی و تا سالها با قوت ادامه داشت هر چند با تغییر در نحوه اجرا طی سالهای اخیر بیشتر به یک دور همی دوست و اشنا و رفیق تبدیل شده و جوانان آن دهه و میانسالان فعلی کمتر رغبت حضور دارند. https://t.me/diyare_Alvand


برچسب‌ها: کوهنوردی, کوه, وبلاگ نویسی
نوشتهشده توسط علی بیات در ساعت 11:28 | لینک  | 

یکی از #معضلات_کوهنوردی ابتلا شدن آنان به #کوه و ارتفاع وگاها پیمایشهای طولانی، تکراری و یا صعود اعم ازمرتفع و یا غیر آنست که در دیدگاه عام و محاوره از آن بعنوان #اعتیاد(بخوانید #احتیاج) نام میبرند . به قولی تا از قل وقچ نیفتند میروند و میایند اما آیا ما همیشه توان داریم که چنین کنیم . از سویی دیگر به واسطه حضور در ارتفاع ممکنست(محتمل) غیر از مشکلات مفصلی میزان #هموگلوبین بالا (غلظت خون) تا حدودی مکانیزم داخلی بدن(تنفسی,گردش خون) را متاثر نماید و بیماری های #قلبی_عروقی و حتی مغزی پدیدآورد که چون اثبات این نکته که آیا ناشی از کوهنوردی است یا سایر عوامل (یا سهمی از کوهنوردی) تخصصی و از عهده نگارنده خارج است فقط بدان اشاره میگردد اما فارغ از صحت و یا رد آن، آیا ما نباید در دوران میانسالی تجدید نظری در برنامه های خود داشته باشیم؟ شخصا معتقدم قبل از اینکه کوه ما را کنار بگذارد ما تعدیلش کنیم نه اینکه کنارش بگذاریم کنارمان باشد. در نتیجه نیاز به یک جایگزین مناسب داریم که جایگزین آن #دشت و #جنگل و #کویر و کلا طبیعتی غیرمرتفع و از نوعی دیگر است. افراطی گری در هر کاری جز ایجاد مشکل و ختم ان به تفریط نتیجه ای نخواهد داشت و تصورات باطلی که ماها هیچگاه از کوه آسیب نمبینیم به همان اندازه #غلط است که در باور عام بعد صرف غذای چرب و چیلی میگویند نوشابه بخــــور تا چربی را بشوره ببره ... و یا در کوهنوردی ۳۰۰کالری میسوزانیم و ۳۰۰۰کالری میخوریم و میگویند بخــــــــور #آب_میشه، و سئوال مهمتر آیا کوهنوردی میتواند ما را از #زندگی_اجتماعی باز بدارد یا عامل #موفقیت ماست. ادامه دارد با احترام بیات راهنمای طبیعتگردی ۱۴۰۳۰۸۳۰


برچسب‌ها: کوهنوردی, کوه
نوشتهشده توسط علی بیات در ساعت 14:7 | لینک  | 

نظر به برخی سئوالات دوستان در خصوص انتخاب نوع پوشش در صعودهای زمستانی لازم است مطالبی معروض گردد در ابتدا ببینیم چه چیزی لازمه پوشش زمستانی است ... که اگر از سر شروع کنیم باید اینگونه گفت:

سر و گردن : کلاه پشمی، کلاه طوفان ،دستمال سر، هد بند، کلاه لبه دار برای روزهای آفتابی و کولاک که در چشممان نزند، و دستمال جلو صورت یا نقاب و عینک آفتابی و کولاک و کرم ضد آفتاب به لحاظ اینکه درصدی از دمای بدن از طریق سر و صورت دفع می گردد و ممکنست سرمازدگی و یخ زدگی برخی اعضا سریع اتفاق می افتد لذا لازم از سر و صورت خود غافل نشویم و هنواره آنرا پوشش دهیم تا از آسیب پیشگیری گردد .

نیم تنه: لایه اول (Base) لایه دوم و لایه سوم (پلار،بادگیر و کت پر) دستکش پر،پلار و ... بسته به مورد کاربرد خاص خود را دارد (و کلیه بند برای افرادخاص). لذا توصیه گردیده در #زمستان بجای پوشش تک لایه ضخیم از چند لایه مختلف استفاده کنیم که به محض فعالیت و گرم شدن مسیر از پوشش خود بکاهیم. از سویی دیگر هر لایه لباس کاربرد خود را دارد مثلا کت پر را میتوان تا پای دامنه پوشید و اگر سردمان نشد از پلار استفاده نماییم تا لحظه ای که توقف داشتیم مجددا از آن استفاده نماییم (استفاده از کت پر در حین صعود در ارتفاعات بالا بسته به برودت مانعی ندارد اما در ارتفاعات پایین باعث ‌تعریق زیاد شده و خود کت هم خیس میشود که بمحض توقف در پناهگاه یا مسیر، اگر پوشش تعویضی برتری نباشدباعث سرمازدگی میشود). همراه داشتن بادگیر هم در زمان وزش باد شدید توصیه میشود تا جلو خشک شدن پوست و از دست رفتن دما را بگیرد ضمن اینکه در زمان توقف هم اگر پوشیده شود همانند عایق عمل خواهد کرد.

ضمنا با توجه به اثر باد روی پوست که باعث خشکی میشود توصیه اکید میشود از کرم های نرم کننده ها با اولویت "وازلین" یا مشابه آن استفاده گردد تا رطوبت اعضای بدن در معرض باد را حفظ کند. همچنین باید از دست ها مراقبت لازم بعمل آید تا در معرض باد نباشد اولویت در زمستان با دستکش دو انگشتی همراه با کاور میباشد تا انگشتان یکدیگر را گرم کنند ضمن اینکه در کارهای فنی دستکش پنج انگشتی با دوام مناسب کاربری بهتری دارد(دستکش پر هم در برودت تاکید میگردد).

پایین تنه: لایه اول(بیس) شلوار رو( ویند استاپر، پلار، گرتکس) گتر (تک پوش یا دوپوش یا سوپر گتر) جوراب (بلندیاکوتاه و جوراب پر) کفش(یک پوش سنگین/دو پوش سنگین یا دوپوش با گتر که به نوعی سه پوش تلقی میگردد) و کرامپون اما پایین تنه که عمده زحمت صعود با پاهاست باید گرم نگهداشته شوند که لازم است در روزهای سرد از لایه بیس و شلوار مناسب استفاده گردد مثلا اگر هوا سرد است از پلار...اگر باد است از ویند استاپر و اگر کولاک است از گرتکس که در تمامی موارد گتر نیز باید استفاده گردد استفاده از شلوار پلار در کولاک باعث تشدید چسبندگی برف و مشکلات خاص خود خواهد شد .

گتر نیز از جمله ضروریات است که ضمن حفظ گرمای ساق مانع ورود برف به داخل کفش و ذوب آن بواسطه گرمای پاها میشود بهتر است رنگ گتر تیز باشد تا با تنوع در پوشش زیبایی نیز به همراه داشته و در مواقع بحرانی کمک به یافتن مصدوم نیز میگردد (بالاتنه هم باید از رنگهای متمایز با طبیعت باشد) جوراب نیز مهم است بخصوص که پاها را قلب دوم مینامند جوراب پشمی و چحوله ای و پر که هر یک محل استفاده خاصی دارند بخصوص جوراب پر که در شب مانی و زمان استراحت در پناهگاههایی که کفش خود را کنده ایم کاربرد فراوان و مفیدی دارد. و در پایان کرامپون که نوع 4 شاخ 6 ، 12 و 14 شاخه دارد که باید نحوه بستن و گامبرداری با آن را آموزش دید. در پایان یاد آور میشود مطالب ارائه شده قالب نقد و اصلاح بوده و با کسب اجازه از اساتید خودم( که همچنان شاگردیشان را می نمایم )بر اساس مطالعه و تجربه ارائه گردیده است. علی بیات. مدرس کوهپیمایی


برچسب‌ها: زمستان, کوهنوردی, ورزش
نوشتهشده توسط علی بیات در ساعت 14:5 | لینک  | 

آنچه من میبینم وجود مدیران اینده ننگر است و‌یا سیاستندارانی که در دوره محدود خود به قول اقای پزشکیان #گند میزنند و می روند . نمونه آخر دسته گل اقایان طرح احداث یک هتل دیگر در بلوار ارم است حضرات چه‌میخواهند از این تنها بلوار تفریحگاه همدان که در آن تنها تفریح خوردن بلال است و روشن کردن اتش چرا حاضر نیستند بپذیرند که سرمایه گذاری تعریف دارد سرمایه گذاری تحلیل #هزینه_فایده دارد دیگر زمان دقیانوس نیست که طبیعت را نادیده گرفت طبیعت هم قیمت دارد و باید دید به ازای نابودی طبیعت چه‌منافعی برای جامعه است نه صرفا برای یک سرمایه گذار خاص یا خدای ناکرده ویژه خوار و رانتخوار به طور مثال قیمت #گنجنامه چند است ، متری چقدر؟ و چرا باید بنام سرمایه گذاری که کلی بار ترافیکی و سایر معضلات فراهم نموده آنرا صرفا به یک شرکت خصوصی سپرد که فرسایش خاک و الودگی رودخانه و تخریب کوهستان و نابودی و‌مصادره چشمه و چمنزار هزاران ساله را یادگار بگذارد و در تبلیغات بی شرمانه بنویسد «ما از هیچ برای شادی شما همه چیز ساختیم» آیا #الوند زادگاه #هگمتانه هیچ است آیا پایتخت تاریخ و تمدن #هیچ است

آیا نباید یک نفر پیدا شود و بگوید حد و حدود(ثغــــــــــــــــور) این شرکت کجاست که بیش از دو دهه است همچنان میبرد و میدوزد بگذریم از حریم کتیبه ها و باغ های مجلل روبروی ساعی ایا گنجنامه به خودی خود دارای #هویت_جهانی ناشی از کتیبه ها نبود که با هویتی جعلی بنام #دهکده مخدوش گردد . چرا ما اینرا نمی فهمیم که با طبیعت مهربان نیستیم و بر اساس منویات مقام معظم رهبری هم حرکت نمیکنیم . ادامه دارد گروه‌جهادی مطالبه گری صیانت از کوهستان https://t.me/Diyare_ALVAND_HAMEDAN/345


برچسب‌ها: کوهخواری, گنجنامه خواری, گنجنامه, رانت خواری
نوشتهشده توسط علی بیات در ساعت 14:2 | لینک  |