![]()
اخبار ویژه » حماسه
مديركل حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس استان همدان:
المان "دشت ميشان" لقمه ای بزرگتر از وسع اداره کل حفظ آثار بود
"چرا بايد اين شهيدان گمنام را به آن ارتفاعات مي برديم؟" مگر گلزار شهدا براي دفن اين عزيزان احداث نشده است | روز اول قرار بود اين المان با 285 ميليون تومان به بهره برداري برسد اما امروز 600 ميليون تومان براي اتمام نياز دارد | تاكنون براي اين پروژه 170 ميليون تومان هزينه شده و 570 ميليون تومان ديگر نياز است.
به گزارش سرویس حماسه همدان پرس؛ مديركل حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس استان همدان گفت: "المان دشت ميشان لقمه بزرگتر از وسع ما بود".
"محمدجواد زمرديان" امروز در جمع خبرنگاران و در پاسخ به سوال خبرنگار ايسنا مبني بر اينكه المان شهدای گمنام دشت ميشان در چه وضعيتي است و چه زماني به بهره برداري مي رسد، با طرح سوالي گفت: "چرا بايد اين شهيدان گمنام را به آن ارتفاعات مي برديم؟" مگر گلزار شهدا براي دفن اين عزيزان احداث نشده است.
وي ادامه داد: ما به دنبال انجام كار جديدي بوديم و هم اكنون نيز بايد ارتفاع آن المانها كمتر و بيشتر از 18 متر كه نماد سن شهيدان است، نباشد.
وي با اشاره به اينكه در استان همدان بايد بدهكار بود تا كار پيش برود، اظهار كرد: روز اول قرار بود اين المان با 285 ميليون تومان به بهره برداري برسد اما امروز 600ميليون تومان براي اتمام نياز دارد.
زمرديان اضافه كرد: تاكنون براي اين پروژه 170 ميليون تومان هزينه شده و 570 ميليون تومان ديگر نياز است.
وي با انتقاد از عملكرد برخي شهرها كه شهيد گمنام به آنها داده شده، تصريح كرد: در يكي از شهرهاي استان با گذشت سه ماه از خاکسپاری شهيد گمنام حتي يك سنگ قبر براي آن كار گذاشته نشده است.
وي اعلام كرد: تا زماني كه در اين سمت و جايگاه فعاليت مي كنم دیگر شهيد گمنام براي استان قبول نمي كنم.
زمرديان با بيان اينكه باغ موزه دفاع مقدس استان همدان رديف اعتباري ندارد، افزود: از شروع اين پروژه تنها 700 ميليون تومان از بنياد مركز به ايين پروژه اختصاص داده شده كه پاسخگو نيست.
وي اضافه كرد: در زمان افتتاح اين پروژه توبيخ شدم و هم اكنون دو ميليارد تومان به پيمانكار بدهي داريم.مديركل حفظ آثار همدان با تاكيد بر اينكه بايد شهدا را به طور مصداقي معرفي كنيم، تصريح كرد: در نام گذاري محلات، خيابانها و ميادين از نام تمامي شهدا استفاده شود و به طور كلي به كار نرود
| اخبار ویژه » حماسه | ||||||||
| ||||||||
|
به گزارش سرویس حماسه همدان پرس؛ مديركل حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس استان همدان گفت: "المان دشت ميشان لقمه بزرگتر از وسع ما بود".
"محمدجواد زمرديان" امروز در جمع خبرنگاران و در پاسخ به سوال خبرنگار ايسنا مبني بر اينكه المان شهدای گمنام دشت ميشان در چه وضعيتي است و چه زماني به بهره برداري مي رسد، با طرح سوالي گفت: "چرا بايد اين شهيدان گمنام را به آن ارتفاعات مي برديم؟" مگر گلزار شهدا براي دفن اين عزيزان احداث نشده است. وي ادامه داد: ما به دنبال انجام كار جديدي بوديم و هم اكنون نيز بايد ارتفاع آن المانها كمتر و بيشتر از 18 متر كه نماد سن شهيدان است، نباشد. وي با اشاره به اينكه در استان همدان بايد بدهكار بود تا كار پيش برود، اظهار كرد: روز اول قرار بود اين المان با 285 ميليون تومان به بهره برداري برسد اما امروز 600ميليون تومان براي اتمام نياز دارد. زمرديان اضافه كرد: تاكنون براي اين پروژه 170 ميليون تومان هزينه شده و 570 ميليون تومان ديگر نياز است. وي با انتقاد از عملكرد برخي شهرها كه شهيد گمنام به آنها داده شده، تصريح كرد: در يكي از شهرهاي استان با گذشت سه ماه از خاکسپاری شهيد گمنام حتي يك سنگ قبر براي آن كار گذاشته نشده است. وي اعلام كرد: تا زماني كه در اين سمت و جايگاه فعاليت مي كنم دیگر شهيد گمنام براي استان قبول نمي كنم. زمرديان با بيان اينكه باغ موزه دفاع مقدس استان همدان رديف اعتباري ندارد، افزود: از شروع اين پروژه تنها 700 ميليون تومان از بنياد مركز به ايين پروژه اختصاص داده شده كه پاسخگو نيست. وي اضافه كرد: در زمان افتتاح اين پروژه توبيخ شدم و هم اكنون دو ميليارد تومان به پيمانكار بدهي داريم. مديركل حفظ آثار همدان با تاكيد بر اينكه بايد شهدا را به طور مصداقي معرفي كنيم، تصريح كرد: در نام گذاري محلات، خيابانها و ميادين از نام تمامي شهدا استفاده شود و به طور كلي به كار نرود. منبع : همدان پرس
ژ
پی نوشت : این روزها الوند سرشار از اتفاقات است از رنگی شدن ساختمانهای میدان میشان ...از ایجاد نهر و جوی کشی و حصار کشی ...ایجاد المان ۱۸ متری؟؟؟ و توسعه پارکینگ گرفته تا بی خبری و خوش خبری مطبوعات استان در کنار سکوت بی معنا!!!
در پست بعدی خواهید دید؟؟؟ | ||||||||

از راست : حاج حمید اولنج /آقای بهنام جدائیان/و آقا جلال چشمه قصابانی
حاج حمید تو مغازه سرامیک فروشیؤ مشغوله و شکر خدا وضع بدی نداره و همچنان روزی رو بین الطلوعین از خدا طلب میکنه ...آقا بهنام هم مربی تیم ملی هستش و فروشگاه لوازم ورزش داره و حسابی درگیر کوه و آموزش هست(چون همدان نیست حاشیه هم نداره) و دایی جلال هم همچنان در کار تاسیسات اتصالات رو برقرار میکنه تا پیوند خودش هم با کوهنوردان همچنان برقرار باشه امسال " لنین " رو صعود کرد و حالا هم برای صعود به قله " ماناسلو " با تیم لرستان !!!!! همراه شده..داره چراغ خاموش میره تا دشمن ![]()
![]()
در کمینش نباشه و حاشیه براش درست نشه ...![]()
![]()
( با ارزوی موفقیت برای ایشان )

آقا بهنام و دایی جلال

حاج حمید اولنج
پی نوشت۱: سه شنبه شب...شبکه همدان ...برنامه خاطره صعود(حیف از نیمه دیدمش)
پوزش بابت کیفیت نامناسب تصاویر که از تلویزیون عکاسی شده هر چند به هر حال شاید به ارزش و قدمت عکسها مناسبت داشته باشه
پی نوشت ۲:فردا روز طبیعت پاک هست خوشبختانه مثل ۱۳ بدر عمومی نیست و بد نیست در مسیر خود زباله هایی هم جمع کنیم و با خودمون بر گردونیم حتی اگه شده نیم کیلو و بیشتر مسیرهای غیر عمومی...از دوستان گروه سامان هم تشکر می کنیم که در منطقه دره کیوار این اقدام رو در حد وسع انجام دادند تا ایشالله گروههای دیگه هم نه صرفا به مناسبت بلکه در همه ایام انجام بدهند
ادامه مطلب را ببینید>>>
برچسبها: اورست, اولنج, چشمه قصابانی, جدائیان
ادامهمطلب


زنده یاد محمد زارع
شکست بال و پر یار شبابم
نوائی بر نخیزد دگر از تار و ربابم
چه شب هائیی به کوهستان غنودیم
چه شعرهایی که با هم می سرودیم
****
در موسم گل در باغ و صحرا ...فارغ زغم و عاشق و شیدا
با هم می خواندیم این شعر زیبا
شب به گلستان تنها منتظرت بودم ...باده ناکامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم منتظرت بودم
آن شب جانفرسا من بی تو نیاسودم...وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم
منتظرت بودم منتظرت بودم
(شعر اول سروده دوستم علی رحیمی است از دوستان زنده یاد زارع که بیاد ایشان سرودند)
***

زنده یاد حبیب زراعتی و محمد مقدم
پی نوشت : بچه که بودم وقتی صحبت بزرگ هار و گوش میکردم و تو حرفاشون از لفظ خدا بیامرز فلانی و فلانی استفاده می کردند می دیدم که چقدر اونها سنشون بالاست و حالا دوستان یکا یک از بین ما رخت بر می بندند و می فهمم ما کجای زندگی هستیم
زنده یاد محمد زارع از اسکی بازان خوب و از مربیان با ارزش اسکی کشور بودند که از دهه های پیش به ورزش اسکی می پرداختند مدتی هم رئیس هیئت اسکی همدان بودند که متاسفانه هفته قبل بدلیل عارضه قلبی این جهان و بهار و پاییزش را همچون خود در خزان برد و دل دوستان را با برگ ریزان زود هنگام مواجه کرد
همچنین دوست ارجمندم آقای حبیب زراعتی هم که از کوهنوردان با اخلاق بودند در اثر سانحه تصادف که نقل و نبات این روزهای زندگی شده از دست دادیم باشد که همواره بیادشان باشیم
ادامهمطلب

زندگی ما مثل نقاشی رو بوم دیوار می مونه
از بد روزگار ما شدیم میخ رو دیوارش...
که هی میخوان ی چیزی رو آویزونش کنند
هی میخوان بکوبند تو سرش ...
بازم شکرت خدا...
هر چی باشه مارو قابل دونستی
و ی خورده رنگ حروم کردی
اما چی می شد
مارو مثل ی خال کنج لب زیبا روئی می انداختی
نه خال روی زگیل؟؟؟ عکس: بیات...همدان...جارو فروش
برچسبها: جارو فروش, نقاشی دیوار

چه زود امروز ما میشه خاطره خوش فردا ...
و چه زود امروز ما میشه حسرت فردا ...
عکس : کوچه موچه های عباس آباد...بیات