
آقایان باقری، نجائی، آزادیان و ...سال 50ٍ تیم اول هیمالیانوردی ایران
همدان را از دیرزمان بعنوان �قطب کوهنوردی کشور�می شناختند که در آن وجود افراد شناخته شده ای چون مرحوم �اجل� و �اسماعیل زاده� قابل چشمپوشی نبوده، آنگونه که از دوران آنان بنام �سَبک کوهنوردی ...� نام میبرند والبته نباید در کنارآن از وجود آقایان پیشکسوت دیگر چون باقری، آزادیان،نجایی، سلاحی، حاجیلو، مقدم، برق لشگری، اخضری، ابریشمی و ... دیگرانی که ذهن یاری نمی دهد به راحتی گذشت، جوانان دیروز وپیشکسوتان امروز که در کثرت برنامه ها به کسوت رسیدندودروحدتِ هدف، ماندگار شدند، آنچنانکه بسیاری از قلل کشور را پیش از بومیان منطقه صعود نمودند و نامشان بعنوان اولینها ماندگار شد، همانند دورانمعاصر و افرادی چون چشمه قصابانی و اولنج و در سنگنوردی که قصه دیگری است.
لذااگر همدان را صاحب عنوان در کوهنوردی بدانیم، بیراهه نرفته ایم آنگونه که تاریخ کوهنوردی نیز از آن نمیگذرد.
وجود بزرگانی که نامشان آمد ، ماحصل حضور و استمرار آن در تمامی کنگره ها و نشست هایی است که همدان را نه تنها از باب �کسوت� به �کثرت �رسانده بلکه از باب وجود امور هیئتی و مدیریتی نیز چنین بوده، گر چه سالها امور کوهنوردی بصورت شورایی و بعد آن ۲۸سال در اختیار آقای� رئوفی �از دیگر پیشکسوتان محترم بوده که در آن دوره هیمالیانوردان همداندرخشیدند، و مقطعی کوتاه در اختیار آقای �حمید رضا اولنج� از قهرمانان فاتح اورست بوده و بعد ۵سالی توسط آقای �مهدی کرمی� از کوهنوردان همدانی ودر حال حاضر در اختیار آقای �علی گوهری� است اما هیچگاه از بُعد کسوت بنا بر آنچه در پی به قلم استاد �محمدی فر� می آید دور نبوده و همین امر برای همدان، افتخار دیگری است که باید قدردان و تداوم بخش آن باشیم .
آنچه در پی می آید ماحصل زحماتورنج نگارش استاد �داوود محمدی فر� محقق ونویسنده کتب مختلف حوزه کوهنوردی است که افتخار انتشار آن را به بنده و�کانال دیار الوند �داده است تا بی کم وکاست و البته دخل وتصرف در اختیار جامعه کوهنوردی بگذارم، لذا ضمن تقدیر و تشکر فراوان از این اعتماد و اعتبار که توسط ایشان به بنده حقیر داده شده، مطلب مذکوربا تشکر مجدد از هدیه ارزشمند ایشان به هییت همدان(اهدا دهها جلد کتاب ذیقیمت) منتشرمیگردد تا با بازنشر آن ، اطلاع رسانی نمایید.
با احترام
علی بیات
۲۰مرداد ۹۶
چرا هیات کوه نوردی همدان
پیشکسوت هیاتهای کوه نوردی کشوراست؟
ادامه مطلب را بخوانید >>>
برچسبها: هیئت کوهنوردی همدان, پیشکسوتان
ادامهمطلب

صلوع زیبای البرز و جام دماوند
بر خلاف سه سال اخیر که به واسطه شلوغی و یا هجوم به کوهها از صعود قلل مطرح چشم پوشی کرده بودم امسال هوس دماوند از شمالشرقی کردم
با این فکر که طی سالهای اخیر با پدیده ای بنام «کاه نورد» مواجهیم که کوله سبک به وزنکاه می بندند و با قاطر تمام امکانات لازم را به پناهگاهها میفرستند به نحوی که بعد از اتمامبرنامه غذای چندین روز را در میان زباله ها رها میکنند

آخرین گامها
(مخالف حمل بار کوهنوردانواقعی نیستمچون عمدتا نیازهای واقعی را برای برنامه در کوله بر می دارند، اما پارک روها حالا کوه را با پارک اشتباه گرفته اند)
به هر حال، زمانی را انتخاب کردم که ابتدای هفته و در خلوت باشد، به اتفاق دوستانی که اتفاقی همپا شدیم همدان را غروبِ جمعه ترک و نیمه شب در جاده ای که بعد از تونل هشت جاده تهران -آمل از جاده اصلی بی هیچ تابلویی در سمت چپ جدا میشود خود را به جاده پر پیچ و خم روستای ناندل سپردیم و نرسیده با ناندل، در کنار یک مغازه کنار جاده، چهارساعتی بصورت باز(بدون چادر)خوابیدیم.
حالاساعت ده صبح است ودر داخل روستای ناندَل که مبدا صعود رخ های شمالی وشمالشرقی دماوند است وارد خانه کوهنوردان میشویم وبعداز پارک ماشین،آقای حمید صالحی از خادمین ورزش (صالحی ها)با صرف ۴۵دقیقه با نیسان ما را به گوسفند سرا میبرند، در انجا قاطرهایی هسنند که بار شما را تا پناهگاه تخت فریدوندمیبرند، ضمنادرگوسفند سرا آب هست ودر مورددآب پناهگاه، گفته ها ضد ونقیض است اما محض احتیاط شش تایی آب معدنی در کوله میکنیم، حالا ۱۲.۵ظهر است و به اصطلاح اوج گرما، در حالی که گروههایی پناهگاه را ترک وبه پایین سرازیرند ما صعود خود را با خوش وبش آغاز میکنیم ونم نمک به راه خود تاچهارساعت وصرف ناهاری مختصر در بین راه ادامه می دهیم.

غروب البرز از تخت فریدون
مسیر مشخص است و البته چند جایی هم چند راهی گمراه کننده است که به شرط انتخاب سمت چپ به راه ادامه داده و در مسیر کل و بز ولوله آبی ما را سیراب می کند، دیدن قاطری با بار کوله که دست چپش دچار مشکل صد در صدی و بهیچ وجه خم نمیشودو با درد فراوان پایین می رود دلمان را می ازارد و از صاحبش خواهش میکنیم این حیوان را زجر کش نکند و او قول رها کردنش را می دهد!!!
حالابه کاسه زیر پناهگاه رسیدیم که برفچال است و آب زلالی از داخل لوله مایه اطمینان مامیگردد، اما فاصله با شیب و زیزاگ تا پناهگاه حدود ده دقیقه است که مصیبت عظمایی است !!! در حالیکه ساعت پنج غروب است به محل پناهگاه می رسیم، داخل پر از کوهنوردان است و بیرون چندین چادر بر پا شده است، و پیرامون پناهگاه مزین به فضولات و علامت گذاری با کلینکس و صد البته، آغشته به وجود اسید اوره و ادرار «کاه نوردان » است که به هر دلیلی از جمله ترس از دور شدن نیمه شب از پناهگاه و خطرات آن، چند متری پناهگاه را محل دستشویی خود قرار داده اند که در همان دم هم ادامه داشت و واقعا باید در ان تجدید نظر کرد ...به هر حال دنبال محلی برای چادر هستم که کنار صخره ها عالیست، زباله ها را کنار می زنم و نفسی عمیق، ریه هایم را مملو از بوی ادرار برای هم هوایی با بخارات گوگردی احتمالی قله میکند!!! بناچار جای دیگر را نشان کرده و اتراق میکنم، دوستان هم ایضا چنین میکنند و بعد از لختی استراحت، برای هم هوایی چند صد متری صعود می کنند و تا انها برگردند گشتی موشکافانه در منطقه میزنم، همه جا مین گذاری(فضولات انسانی) شده است وباید احتیاط کرد، حتی برخی از جا چادری ها که قبل ترها به زحمتِ سایر کوهنوردان مسطح و صاف شده از هجوم «کاه هنوردان »در امان نمانده و از انتفاع ساقط شده است.
شام مختصری خورده و در کیسه می خزم ، چون یقین دارم در شب مانی ها باید کم خورد که چاره دارداما زیاده خوری بی چارگی و عذاب خواب دارد
قرار حرکت شش صبح است

طلوع البرز از تخت فریدون
برچسبها: شمال شرقی دماوند, دماوند

حصار چال را با دریاچه های زیبایش می شناسند که از همان ابتدای تنگ گلو خودنمائی می کند و تا محل حصار چال می شود دو سه تایی را دید اما بعد از اقامتی کوتاه و با نگاهی به سمت چپ قله منار، قله 4250 متر لشگرک خود نمائی می کند که با شیبی ملایم ار حصار چال و برف های مسیر و رودی جاری شما را به خود می خواند، تا با بازدیدی از دریاچه زیبایش که از معروفترین دریاچه های حصار چال است خود را به قله برسانی و بدون دیدن کاسه یخچالی و درچه زیبایش بزم خود را تکمیل نکرده ای، از طرفی از نیمه شیب قله لشگرک می توان به گردنه گردونکوه راهی شد و ...





برچسبها: دریاچه لشگرک بزرگ, علم کوه


عملیات تخریب المان و محوطه تاریخی میدان اصلی و مرکزی شهر همدان در نیمه دوم مرداد آغاز شد، اینکه اینکار ضرورت داشت یا خیر، بماند ...و این هم نوبرانه میدان اصلی شهر همدان ...

برچسبها: میدان مرکزی همدان, همدان
این بار تصمیم گرفتم بعد از 12 سال بار دیگر منطقه زیبا و دلربای علم کوه را مجدد ببینم و تصمیم بر حصار چال بود که از زیبائی هایش فراوان شنیده بودم، لذا با دوستم هماهنگ کردم و بعد از برنامه ریزی بیست و هشتم تا سی و یکم تیر را انتخاب و راهی شدیم، آنچه تقدیم میگردد ماحصل همین برنامه است که در آن ترافیک آدمی و فقدان دستشوئی و نیروهای امدادگر باعث شد تا شاهد تلخی هایی باشم که فوت یک نفر در روز بیست و نهم صرفا بدلیل خونریزی بیش از حد و فقدان امداد هوایی و زمینی ، همچنین آسیب دو نفر از گروه شقایق کرج در روز دوم ، کاممان را تلخ کرد که انتظار عدم تکرار منطقی است،به هر حال در طی مسیر و در محل حصار چال شاهد حوادثی بودیم که از آثار آن میتوان به دو حادثه فوق اشاره داشت، از سوئی دیگر خطر واژگونی نیسانها ، بمانند آنچه در سبلان اتفاق افتاد نیز از دیگر خطرات مسیر است که قاعدتا کنترل آن باید نفرات با تحت فشار قرار دادن راننده و اجتناب از هر گونه شیطنت و تحریک باید صورت گیرد و نفرات پشت نیسان نیز از تحرکات بی مورد تحریک کننده خودداری نمایند.

فقدان تابلو در مسیر کاملا مشهود بود و لازم می نماید تا مسیر گردنه به قله بعنوان مسیری ایمن و مسیر پایین دست بعنوان مسیر خطر ناک، علامت گذاری شوند، فقدان نیروهای هلال احمر طی دوز کاملا عریان بود و ضعف بزرگ امداد منطقه خود نمائی می کرد، گر چه لااقل می شد برای دو روز و یا ایام تعطیلات، لااقل یک چادر امداد برپا کرد و از پزشک هم بهره برد، نکته دیگر نبودن امداد هوائی بود که اگر می بود قطعا شاهد خط خون مصدوم از یخچال خرسان تا تنگ گلو نبودیم.
و از دیگر مشکلات منطقه، دفع فضولات انسانی در کل منطقه ، حتی در میان ازدحام چادرها بود که در اینخصوص آقایان کمی راحت تر از خانمها بودند و برای آنان رفتن به دستشوئی که امر بدیهی و ضروری می نمود کابوسی بود و بس، وجود دختران و پسران در منطقه را نمی توان همواره به فال نیک گرفت، فارغ از هر گونه بدبینی، باید گفت محدودیت های شهری باعث شده تا عده ای کوهستان را خلوتکده خود بدانند و به همراه عده ای آنجا را برای تخلیه روحی انتخاب نمایند که صعود قله در کنار آن بر این لذت خواهد افزود که اگر در کنار تجربه و یا فرد ماهری این امر صورت نگیرد می تواند منجر به حادثه شود.

اینکه چه کس یا کسانی باید متولی امر باشند همانند بسیاری از امور، مبهم است، فدراسیون کوهنوردی، هیئت کوهنوردی مازندران، فرماندای، استانداری و ... همچنان مبهم است اما آنچه مشهود است هر یک می توانند سهمی را ادا نمایند که در این بین با کمی حُسن سلیقه این امر امکان پذیر است، نصب دو عدد توالت پیش شاخته با توجه به نزدیکی و سهل الوصول بودن حصار چال از تنگ گلو، سخت نیست و قطعا آلودگی آن، فوق العاده ناچیز تر از آلودگی کل محیط است، تاسف بارتر اینکه خبر دادند فرمانداران دو شهرستان، بخصوص کلاردشت هم در منطقه حضور دارند که اگر چنین بوده باید واویلا سر داد.

و به راستی اگر امداد و نجات در کوهستان، وظیفه هلال احمر است چرا پس در حصار چال که فاقد ابر و باد بود اقدامی صورت نگرفت و کوهنورد بیچاره بعد از 6 ساعت جان کندن، تسلیم شد، چه کس یا مرجعی پاسخگوی این کوتاهی است، آیا نباید مسئولین امر در دادگاه وجدان خود برای این قتل غیر عمد محاکمه شوند تا شاهد تکرار آن نباشیم، آیا اگر آقازاده ای در میان آنان آسیب می دید باز چنین بی تفاوت بودند، اگر فرزند خودشان بود چه؟ هر چند روزگار همین بلا را بر سرشان نازل خواهد کرد و شک نکنید که اگر وجدانی داشته باشند آنان را آسوده نخواهد گذاشت و.... چقدر تاسف بار است که جان آدمی به ارزنی نمی ارزد و به راحتی از آن چشم پوشیدند ... حصار چال منطقه خطر و مرگ نیست گر چه احتیاط ما را می طلبد و خود باعث خطائیم اما گناه متولیان را نمی شوید و دامنگیرشان خوهد شد...
با ما همراه باشید در گزارش تصویری برنامه ...

حماقت یا شجاعت و اگر آن سنگها ریزش کند لااقل 50 نفر را به کام مرگ خواهد برد، از سوئی سنگ هایی که از ناحیه قله سازیر می شود کوهنوردان منطقه علم چال و رخ دیگر را به کام مرگ خواهد فرستاد که هیچگاه آنان متوجه این ریزش به لحاظ خطای انسانی نخواهند شد و ما نیز متوجه قتل توسط خودمان نمیشویم.

کمپ

منار از حصار چال

طلوع حصار چال

ای کاش این گروه به اندازه نامشان همت داشتند تا بنر خود را بازگردانند. (نوشته 29 مرداد!!!)

به این میگن همت


آنچه ما به حصار چال هدیه دادیم

من و پیمان (همنورد گرامی)
ادامه تصاویر در ادامه مطلب>>>>
برچسبها: حصار چال, علم کوه
ادامهمطلب